snag

[ایالات متحده]/snæg/
[بریتانیا]/snæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مشکل یا مانع پنهان یا غیرمنتظره، به ویژه یکی که باعث مشکلات یا تأخیر می‌شود؛ یک برآمدگی تیز یا خشن
vt. برای گرفتن یا به دست آوردن چیزی، به ویژه زمانی که دشوار یا غیرمنتظره است

عبارات و ترکیب‌ها

hit a snag

با مشکل مواجه شدن

encounter a snag

با مشکل مواجه شدن

جملات نمونه

quite a snag of money

یک مشکل نسبتاً بزرگ پول.

The only snag is, I can’t afford it!

تنها مشکل این است که من توان پرداخت آن را ندارم!

The tourist ran up against a snag in the form of a lost passport.

گردشگر با مشکلی به شکل گذرنامه گم شده روبرو شد.

the snags incidental to a changeover in upper management.See Synonyms at accidental

مشکلات فرعی ناشی از تغییر در مدیریت ارشد. به مترادف‌ها در قسمت تصادفی مراجعه کنید.

Overcrowded prisons are an impediment to the rehabilitation of criminals. Asnag is an unforeseen or hidden, often transitory obstacle:

حبس‌های بیش از حد باعث مانع بزرگی برای توانایی بازگشت مجرمان به زندگی عادی می‌شوند. به عنوان مثال، یک مانع غیرمنتظره یا پنهان، اغلب گذرا:

A micrometeorite impact, a snag, a wayward tool or even a misstep can spell doom for an astronaut.

ضربه شهاب‌واره‌های کوچک، یک مشکل، یک ابزار سرگردان یا حتی یک اشتباه کوچک می‌تواند برای یک فضانورد حماسه رقم بزند.

نمونه‌های واقعی

Peace talks in Ethiopia had hit a practical snag.

مذاکرات صلح در اتیوپی با یک مشکل عملی روبرو شده بود.

منبع: BBC Listening January 2014 Collection

This is where we hit a snag.

اینجاست که ما با یک مشکل روبرو شدیم.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

We've thrown the snags on the barbie.

ما کباب‌ها را روی باربکیو انداخته‌ایم.

منبع: Emma's delicious English

But in recent years, it's hit a snag.

اما در سال‌های اخیر، با یک مشکل روبرو شده است.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

" Snag? " said Fudge, his voice still vibrating with joy. " I see no snag, Dumbledore! "

« گیر؟ » فج گفت، صدایش هنوز با خوشی می‌لرزید. « من هیچ گره‌ای نمی‌بینم، دامبلدور! »

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

I knew that as soon as you snagged Maria.

من می‌دانستم که به محض اینکه ماریا را به دام انداختی.

منبع: Billions Season 1

In case I hit any snags in getting out of Dodge.

در صورتی که در خروج از داج با مشکلی روبرو شوم.

منبع: Lost Girl Season 4

And 10 minutes before guests were due to arrive, James hit a snag.

و 10 دقیقه قبل از ورود مهمانان، جیمز با یک مشکل روبرو شد.

منبع: Gourmet Base

Only with the correct equipment coupled with right angles you can avoid the snag.

فقط با تجهیزات مناسب همراه با زوایای راست می‌توانید از مشکل جلوگیری کنید.

منبع: Selected English short passages

We're gonna throw some snags on the barbie on Saturday arvo! Come round.

ما شنبه بعد از ظهر کباب‌ها را روی باربکیو می‌اندازیم! بیا سر بزن.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید