snared

[ایالات متحده]/sneəd/
[بریتانیا]/sneɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از snare

عبارات و ترکیب‌ها

snared prey

طعمه گرفتار

snared in

گرفتار در

snared trap

تله گرفتار

snared victim

قربانی گرفتار

snared by

گرفتار توسط

snared emotions

احساسات گرفتار

snared attention

توجه گرفتار

snared moment

لحظه گرفتار

snared feelings

احساسات گرفتار

snared thoughts

افکار گرفتار

جملات نمونه

the hunter snared a rabbit in the trap.

شکارچی یک خرگوش را در تله به دام انداخت.

she snared the attention of everyone in the room.

او توجه همه افراد اتاق را به خود جلب کرد.

he was snared by the beauty of the landscape.

او تحت تأثیر زیبایی منظره به دام افتاد.

the thief snared the valuable painting from the gallery.

سارق نقاشی با ارزش را از گالری به سرقت برد.

they snared a big deal during the negotiation.

آنها در طول مذاکره یک معامله بزرگ به دست آوردند.

she was snared in a web of lies.

او در تله‌ای از دروغ‌ها گرفتار شد.

the dog snared the ball with its mouth.

سگ توپ را با دهانش به دام انداخت.

he snared a rare opportunity to travel abroad.

او یک فرصت نادر برای سفر به خارج از کشور به دست آورد.

the team snared victory in the final minutes of the game.

تیم در دقایق پایانی بازی پیروزی را به دست آورد.

she felt snared by her responsibilities.

او احساس کرد که مسئولیت‌هایش او را به دام انداخته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید