tangled hair
موهای گرهخورده
get tangled up
گره بخورد
tangled wires
سیمهای گرهخورده
tangled mess
آشفتگی گرهدار
tangled relationship
رابطه گرهخورده
tangle with
درگیری با
tangled with the law.
درگیر قانون
to free tangled ropes
برای باز کردن طنابهای درهمتنیده
a tangled mass of hair
توده درهمتنیده مو
Your hair looks a bit tangled.
موهای شما کمی درهمتنیده به نظر میرسد.
tangled by his own duplicity;
گمشده در پیچیدگیهای ناشی از دورنگی خود؛
The wind tangled her hair.
باد موهای او را درهمتنید.
A movement caught his eye in the tangled undergrowth.
حرکتی توجه او را به زیرشاخههای درهمتنیده جلب کرد.
her blonde hair was a mass of tangled curls.
موهای بلوندش تودهای از فرهای درهمتنیده بود.
what a tangled web we weave when we first practise to deceive.
چه تار و پود درهمتنیدهای میبافیم وقتی اولاً به فریبکاری دست میزنیم.
the broom somehow got tangled up in my long skirt.
به نحوی جارو در دامپای بلند من گره خورد.
My legs got hopelessly tangled in the rope.
پاهای من به طور ناامیدکننده ای در طناب گره خورد.
Your hair’s so tangled that I can’t comb it.
موهای شما آنقدر درهمتنیده است که نمیتوانم آن را شانه کنم.
But don't get tangled: Gasol's a key player, one of the most adept power forwards in the league at scoring nattily and moving the ball.
اما درگیر نشوید: گاسول یک بازیکن کلیدی است، یکی از بهترین فوروارد قدرتی در لیگ در گلزنی و حرکت توپ به روشی شیک.
Paths, tangled like reel of thread, give an impression of typical European townlet , which cultivates people's mind and temperament.
مسیرها، درهمتنیده مانند یک قرقره نخ، تصویری از یک شهرک اروپایی معمولی را به نمایش میگذارند که ذهن و اخلاق مردم را پرورش میدهد.
It fluttered ungracefully to the ground and landed in a tangled mass of weeds and string against a dead bush.
ناجورانه به زمین افتاد و در تودهای درهمتنیده از علفهای هرز و طناب در برابر یک بوته مرده فرود آمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید