solacing words
کلمات تسکینبخش
solacing presence
حضور تسکینبخش
solacing touch
تماس تسکینبخش
solacing silence
سکوت تسکینبخش
solacing smile
لبخند تسکینبخش
solacing embrace
آغوش تسکینبخش
solacing sound
صدای تسکینبخش
solacing thoughts
افکار تسکینبخش
solacing moments
لحظات تسکینبخش
solacing memories
خاطرات تسکینبخش
listening to music can be solacing during tough times.
گوش دادن به موسیقی میتواند در زمانهای سخت تسکینبخش باشد.
she found solacing words in her favorite book.
او کلمات تسکینبخش را در کتاب مورد علاقهاش یافت.
a warm cup of tea is solacing on a cold day.
یک فنجان چای گرم در یک روز سرد تسکینبخش است.
he sought solacing moments in nature.
او لحظات تسکینبخش را در طبیعت جستجو کرد.
her solacing presence made everyone feel at ease.
حضور تسکینبخش او باعث شد همه احساس آرامش کنند.
writing in a journal can be a solacing practice.
نوشتن در یک دفترچه میتواند یک تمرین تسکینبخش باشد.
he found solacing comfort in the arms of a friend.
او آرامش تسکینبخش را در آغوش یک دوست یافت.
solacing thoughts helped her through the night.
افکار تسکینبخش به او کمک کردند تا شب را پشت سر بگذارد.
she offered solacing advice to those in need.
او مشاوره تسکینبخش به کسانی که به آن نیاز داشتند ارائه داد.
the solacing sound of rain was therapeutic.
صدای تسکینبخش باران درمانی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید