sonorously clear
واضح و رسا
sonorously loud
بلند و رسا
sonorously deep
عمیق و رسا
sonorously rich
غنی و رسا
sonorously powerful
قوی و رسا
sonorously vibrant
شاداب و رسا
sonorously resonant
طنیندار و رسا
sonorously melodic
ملودیک و رسا
sonorously bold
جسورانه و رسا
sonorously soothing
آرامشبخش و رسا
he spoke sonorously, capturing everyone's attention.
او با صدای رسا صحبت کرد و توجه همه را به خود جلب کرد.
the bells rang sonorously across the valley.
زنگها با صدای رسا در سراسر دره به صدا درآمدند.
she sang sonorously, filling the room with her voice.
او با صدای رسا آواز خواند و اتاق را با صدای خود پر کرد.
the narrator read the story sonorously, engaging the audience.
راوی داستان را با صدای رسا خواند و مخاطبان را درگیر کرد.
his laughter echoed sonorously in the quiet hall.
خنده او با صدای رسا در تالار آرام طنینانداز شد.
the thunder rumbled sonorously, warning of the storm.
رعد و برق با صدای رسا برخاست و از طوفان خبر داد.
she delivered her speech sonorously, leaving a lasting impression.
او سخنرانی خود را با صدای رسا ارائه داد و تاثیر ماندگاری گذاشت.
the orchestra played sonorously, filling the concert hall.
ارکستر با صدای رسا نواخت و تالار کنسرت را پر کرد.
he read the poem sonorously, emphasizing each word.
او شعر را با صدای رسا خواند و بر روی هر کلمه تاکید کرد.
the waves crashed sonorously against the rocks.
امواج با صدای رسا به صخرهها برخورد کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید