spearhead

[ایالات متحده]/'spɪəhed/
[بریتانیا]/'spɪr'hɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشگام، جلوه
vt. رهبری کردن یا آغاز کردن

جملات نمونه

the spearhead of struggle

سردردِ مبارزه

act as the spearhead of

به عنوان نوک حمله عمل کنید

He is spearheading the peace movement.

او رهبری جنبش صلح را بر عهده دارد.

she became the spearhead of a health education programme.

او به رهبر یک برنامه آموزش بهداشت تبدیل شد.

American troops formed the spearhead of the attack.

نیروهای آمریکایی نوک حمله را تشکیل دادند.

The milliary believes you spearheaded the rebellion.

ارتش معتقد است که شما رهبری شورش را بر عهده داشتید.

he's spearheading a campaign to reduce the number of accidents at work.

او یک کمپین برای کاهش تعداد حوادث در محل کار رهبری می کند.

Following a defiant reassertion of the natural look spearheaded by the feminist movement, we are now seeing a swing in favour of smooth.

پس از یک اعلام مجدد جسورانه از ظاهر طبیعی که توسط جنبش فمینیستی رهبری شده است، اکنون شاهد تغییر به سمت صافی هستیم.

Earlier Dr Ferrell spearheaded a DARPA initiative to create a tiny chip that would fit into a person's ear and monitor vital signs such as body temperature, pulse and blood pressure.

در گذشته، دکتر فرل یک طرح ابتکاری از DARPA را برای ایجاد یک تراشه کوچک که در گوش شخص قرار می گیرد و علائم حیوی مانند دمای بدن، نبض و فشار خون را ردیابی می کند، رهبری کرد.

نمونه‌های واقعی

We found a stone spearhead in the body.

ما یک نوک نیزه سنگی در بدن پیدا کردیم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

The project in the Sahel is being spearheaded by the African Union.

پروژه در ساHEL توسط اتحادیه آفریقا پیشرو است.

منبع: Realm of Legends

I would like to acknowledge Mrs. Harber for spearheading the potluck dinner.

می‌خواهم از خانم هاربر برای پیشرویی در شام گروهی قدردانی کنم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

In 1981, they spearheaded a new challenge, joining with Habitat for Humanity, building houses for the poor.

در سال 1981، آنها یک چالش جدید را پیشرو کردند، با سازمان مسکن برای انسانیت پیوستند و خانه‌هایی برای فقرا ساختند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

It was shaped like a spearhead, but one the size of a stepping-stone.

شکل آن مانند یک نوک نیزه بود، اما به اندازه یک سنگ فرش.

منبع: A Brief History of Everything

Since late last year, the CBRC has spearheaded a campaign to review bank safeguards against fraud.

از اواخر سال گذشته، CBRC یک کمپین برای بررسی اقدامات امنیتی بانک‌ها در برابر تقلب پیشرو کرده است.

منبع: Finance and Economics English Podcast

Many of the policies spearheaded by both Trump and Modi are geared toward protectionism.

بسیاری از سیاست‌هایی که توسط ترامپ و مودی پیشرو شده‌اند، به سمت حمایت‌گرایی سوق داده شده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

The vice president has spearheaded efforts to address what pregnant and postpartum women need.

معاون رئیس‌جمهور تلاش‌هایی را برای رسیدگی به نیازهای زنان باردار و پس از زایمان پیشرو کرده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

Carmine Di Sibio spearheaded EY's ambitious plan to split its auditing and consulting businesses.

کارمین دی سیبیو طرح بلندپروازانه EY برای تقسیم کسب و کارهای حسابرسی و مشاوره آن را پیشرو کرد.

منبع: Financial Times

Fortunately, business innovation spearheaded by the Dutch East India Company transformed the economic landscape in the Netherlands.

خوشبختانه، نوآوری‌های تجاری که توسط شرکت هند شرقی هلند پیشرو شده بود، چشم‌انداز اقتصادی را در هلند متحول کرد.

منبع: TED-Ed (video version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید