lead in
وارد شدن
in the lead
در پیشرو بودن
lead time
زمان لازم
lead into
وارد شدن به
lead poisoning
مسمومیت با سرب
lead on
ادامه دادن
lead paint
رنگ سربی
lead free
عاری از سرب
lead screw
پیچ جلو
lead content
میزان سرب
lead up
آمادگی
lead frame
قاب سر
lead oxide
اکسید سرب
lead through
عبور از
lead wire
سیم سرب
blood lead
سرب خون
lead acid battery
باتری سرب-اسیدی
lead arylide (=lead aryl)
اریلید سرب (معادل سرب آریل)
the lead-up to the elections.
آستانه انتخابات.
lead an independent life.
یک زندگی مستقل را دنبال کنید
a good lead for a job.
یک فرصت خوب برای یک شغل.
the leader of the Opposition
رهبر مخالف.
the leader of an expedition
رهبر یک سفر اکتشافی.
rebabbit of lead bronze
بربیت سرب برنز
lead a sedentary life
یک زندگی کمتحرک را دنبال کنید.
a leader of vision.
رهبری با دیدگاه.
Lead is a heavy metal.
سرب یک فلز سنگین است.
leading a nationalist uprising
رهبری یک شورش ملیگرا.
a desert of lead-mine spoil.
صحرا از ضایعات معدن سرب.
that girl will be your lead dancer.
آن دختر رقصنده اصلی شما خواهد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید