follower

[ایالات متحده]/'fɒləʊə/
[بریتانیا]/'fɑloɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که پیروی می‌کند یا حمایت می‌کند، یک کاربر.

عبارات و ترکیب‌ها

roller follower

پيرو دنبالگر غلطکي

cam follower

پيرو دوربین

follower motion

حرکت پیرو

جملات نمونه

a follower of Gandhi.

یک پیرو گاندی

she was an ardent follower of the chase.

او یک دنباله‌گر صمیمی تعقیب بود.

he is a keen follower of football.

او یک طرفدار مشتاق فوتبال است.

the holy followers of Buddha.

پیروان مقدس بودا

a keen follower of football

یک طرفدار مشتاق فوتبال

characteristics that segregate leaders from followers;

ویژگی‌هایی که رهبران را از پیروان جدا می‌کند;

a band of devoted followers

گروهی از پیروان فداکار

Alexander is a pious follower of the faith.

الکساندر یک پیرو با ایمان آن دین است.

The reformer soon gathered a band of followers round him.

به زودی اصلاح‌گر گروهی از پیروان را دور خود جمع کرد.

She’s a tremendous follower of fashion. Everything she wears is up to the minute.

او یک دنبال‌کننده فوق‌العاده مد است. هر آنچه می‌پوشد، به‌روز است.

As usual,those followers were looking over their shoulders at their master.

همانطور که معمول است، آن پیروان از روی شانه‌هایشان به استادشان نگاه می‌کردند.

"To be the pioneer,not the follower,to be inventor,not the towerman"is our belief which is driving us continuously to surmount and go forward.

«برای پیشرو بودن، نه دنبال‌کننده، برای изобретатель بودن، نه برج‌نگهبان بودن» اعتقاد ماست که ما را به طور مداوم به غلبه و پیشروی سوق می‌دهد.

His influence is so strong that crowds of followers freeze onto him wherever he goes.

تاثیر او بسیار زیاد است که جمعیت زیادی از پیروان در هر کجا که می‌رود، به او جذب می‌شوند.

followers echoing the cries of their leader; events that echoed a previous incident in history.

طرفداران که فریادهای رهبر خود را تکرار می‌کردند؛ رویدادهایی که پژواکی از یک حادثه قبلی در تاریخ بود.

Many of the fallen powers still have followers 10,000 years later, such as the Furbolg who follow in the path of the long-dead ursine demigods Ursoc and Ursol.

بسیاری از قدرت‌های سقوط کرده هنوز هم پس از گذشت 10000 سال پیروان دارند، مانند فوربولگ‌هایی که از راه خدایان نیمه‌هوشیده‌ی خرس‌مانند ارسوک و اورسول پیروی می‌کنند.

Together Mordey, Lewis and Tszyu sensationally shell shocked fight fan followers feeling a deep personal loss in the search for a pugilistic proxy to Jeff Fenech as his career slowly closed down.

همراه با موردی، لوئیس و تسزیو، طرفداران مبارزه با احساس ضربه عمیق و شخصی در جستجوی یک جانشین بوکسور برای جف فِنهچ، در حالی که حرفه او به آرامی به پایان می‌رسید، به شدت شوکه شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید