spellbinding

[ایالات متحده]/ˈspɛlˌbaɪndɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspɛlˌbaɪndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جادو کردن یا مجذوب کردن; جذب یا وسوسه کردن (مشتریان)

عبارات و ترکیب‌ها

spellbinding performance

اجرای مسحورکننده

spellbinding story

داستان مسحورکننده

spellbinding beauty

زیبایی مسحورکننده

spellbinding magic

جادوی مسحورکننده

spellbinding experience

تجربه مسحورکننده

spellbinding music

موسیقی مسحورکننده

spellbinding scenery

مناظر مسحورکننده

spellbinding tale

قصه‌ی مسحورکننده

spellbinding artwork

هنر مسحورکننده

جملات نمونه

the magician's performance was truly spellbinding.

اجرای جادوگر واقعاً مسحورکننده بود.

her spellbinding voice captivated the audience.

صدای مسحورکننده او مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the film had a spellbinding storyline.

فیلم دارای خط داستانی مسحورکننده بود.

the dancer's movements were spellbinding to watch.

حرکات رقصنده بسیار مسحورکننده بود.

the sunset over the ocean was spellbinding.

غروب خورشید بر فراز اقیانوس بسیار مسحورکننده بود.

she told a spellbinding story about her travels.

او داستانی مسحورکننده در مورد سفرهايش تعريف کرد.

the artwork in the gallery was spellbinding.

هنر موجود در گالري بسيار مسحورکننده بود.

the concert was a spellbinding experience.

کنسرت یک تجربه مسحورکننده بود.

his spellbinding charm won her over instantly.

جاذبه مسحورکننده او بلافاصله او را مجذوب خود کرد.

the novel's spellbinding prose kept me up all night.

سبک نثر مسحورکننده رمان مرا تا دیروقت بیدار نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید