a compelling argument
یک استدلال قانعکننده
compelling evidence
دلایل قانعکننده
a compelling story
یک داستان قانعکننده
a compelling reason
یک دلیل قانعکننده
compelling performance
اجرای قانعکننده
compelling force
نیروی قانعکننده
a man of compelling integrity
مردی با یکپارچگی قانعکننده
compelling ambition and egotism.
جاهطلبی و خودخواهی جذاب.
there is compelling evidence that the recession is ending.
دلایل قانعکنندهای وجود دارد که نشان میدهد رکود در حال پایان است.
a host of compelling socioeconomic problems.
تعدادی مشکلات اقتصادی-اجتماعی قانعکننده.
his unfortunate appearance was offset by a compelling personality.
ظاهر نامناسب او با یک شخصیت جذاب جبران شد.
I have no compelling reasons to refuse.
من دلایل قانعکنندهای برای امتناع ندارم.
There is a compelling logic to his main theory.
منطق قانعکنندهای در پشت نظریه اصلی او وجود دارد.
There is no logically compelling argument to support their claims.
هیچ استدلالی منطقی و قانعکننده برای حمایت از ادعای آنها وجود ندارد.
sound principles. Somethingcogent is both sound and compelling:
اصول محکم. چیزی استوار و قانعکننده، هم استوار و هم قانعکننده است:
His eyes were strangely compelling.
چشمانش به طرز عجیبی جذاب بودند.
She found his story so compelling that she had forgotten to drink wine.
داستان او آنقدر جذاب بود که فراموش کرده بود شراب بنوشد.
TIM MARLOW: What you are saying to me is absolutely compelling and for our listeners, fortunately they don't have the distraction of a scantly clad girl in the background dancing.
تیم مارلو: آنچه به من میگویید کاملاً قانعکننده است و خوشبختانه برای شنوندگان ما حواسپرتی یک دختر با لباس کم و رقصنده در پسزمینه وجود ندارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید