spiraled

[ایالات متحده]/[ˈspaɪərld]/
[بریتانیا]/[ˈspaɪərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شکل مارپیچ حرکت کردن یا باعث شدن چیزی به این شکل حرکت کند؛ به تدریج کاهش یا بدتر شدن.
v. (زمان گذشته فعل spiral) شکل دادن به یک مارپیچ.
adj. به شکل مارپیچ شکل گرفته یا چیده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

spiraled out

Persian_translation

spiraled downward

Persian_translation

spiraled around

Persian_translation

spiraled away

Persian_translation

spiraled into

Persian_translation

spiraled up

Persian_translation

جملات نمونه

the path spiraled upwards, offering stunning views.

مسیر به سمت بالا پیچیده بود و مناظر خیره‌کننده‌ای را ارائه می‌داد.

the smoke from the fire spiraled into the sky.

دود آتش به سمت آسمان چرخید.

her career spiraled downwards after the scandal.

بعد از رسوایی، شغل او به سمت نزول چرخید.

the dancer's movements spiraled across the stage.

حرکات رقصنده در سراسر صحنه چرخیدند.

the galaxy's arms spiraled outwards from the center.

بازوهای کهکشان از مرکز به سمت بیرون چرخیدند.

the water spiraled down the drain with surprising speed.

آب با سرعت شگفت‌انگیزی به داخل زهکشی چرخید.

the novel's plot spiraled into a complex mystery.

طرح رمان به یک راز پیچیده تبدیل شد.

the vines spiraled around the old stone pillar.

سرخ‌ها دور ستون سنگی قدیمی پیچیده بودند.

the rollercoaster car spiraled around a sharp turn.

واگن قطار کوهستانی در یک پیچ تند چرخید.

the conversation spiraled into a heated debate.

گفتگو به یک بحث داغ تبدیل شد.

the data spiraled out of control, requiring immediate action.

داده‌ها از کنترل خارج شدند و نیاز به اقدام فوری داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید