coiled

[ایالات متحده]/kɔɪld/
[بریتانیا]/kɔɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل coil; به دور هم پیچیدن یا به شکل مارپیچی پیچیدن

عبارات و ترکیب‌ها

coiled snake

مار پيچيده

coiled wire

سيم پيچيده

coiled spring

فنر پيچيده

coiled rope

طناب پيچيده

coiled cable

كابل پيچيده

coiled vine

تاک پيچيده

coiled hose

شلنگ پيچيده

coiled metal

فلز پيچيده

coiled chain

زنجير پيچيده

coiled ribbon

روبان پيچيده

جملات نمونه

the snake coiled around the branch.

مار در اطراف شاخه پیچیده بود.

the garden hose was coiled neatly after use.

شیلنگ باغ پس از استفاده به طور مرتب پیچیده شده بود.

he coiled the rope before storing it away.

او طناب را قبل از نگهداری پیچید.

the wires were coiled to prevent tangling.

سیم ها برای جلوگیری از گره خوردن پیچیده شده بودند.

the dragon coiled in the sky, ready to strike.

اژدها در آسمان پیچیده بود و آماده ضربه زدن بود.

the artist coiled the clay into a beautiful shape.

هنرمند خاک رس را به شکل یک شکل زیبا پیچید.

the cat coiled up on the warm windowsill.

گربه روی طاقچه گرم پیچید.

the vine coiled around the trellis for support.

گیاه پیچیده به دور داربست برای پشتیبانی پیچیده بود.

her hair was coiled into an elegant bun.

موهای او به یک بافت شیک پیچیده شده بود.

the coil of the spring was tightly wound.

پیچ فنر به شدت پیچیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید