coiled snake
مار پيچيده
coiled wire
سيم پيچيده
coiled spring
فنر پيچيده
coiled rope
طناب پيچيده
coiled cable
كابل پيچيده
coiled vine
تاک پيچيده
coiled hose
شلنگ پيچيده
coiled metal
فلز پيچيده
coiled chain
زنجير پيچيده
coiled ribbon
روبان پيچيده
the snake coiled around the branch.
مار در اطراف شاخه پیچیده بود.
the garden hose was coiled neatly after use.
شیلنگ باغ پس از استفاده به طور مرتب پیچیده شده بود.
he coiled the rope before storing it away.
او طناب را قبل از نگهداری پیچید.
the wires were coiled to prevent tangling.
سیم ها برای جلوگیری از گره خوردن پیچیده شده بودند.
the dragon coiled in the sky, ready to strike.
اژدها در آسمان پیچیده بود و آماده ضربه زدن بود.
the artist coiled the clay into a beautiful shape.
هنرمند خاک رس را به شکل یک شکل زیبا پیچید.
the cat coiled up on the warm windowsill.
گربه روی طاقچه گرم پیچید.
the vine coiled around the trellis for support.
گیاه پیچیده به دور داربست برای پشتیبانی پیچیده بود.
her hair was coiled into an elegant bun.
موهای او به یک بافت شیک پیچیده شده بود.
the coil of the spring was tightly wound.
پیچ فنر به شدت پیچیده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید