make a splash
ایجاد موج
splash of water
پاشش آب
splash of color
پاشش رنگ
splash screen
صفحه پاشش
splash zone
منطقه پاشش
splash into
وارد شدن با پاشش
splash down
با پاشش فرود آمدن
a splash of gravy.
یک پاشش سس.
a splash of lemonade.
یک پاشش لیموناد.
a splash of light.
یک پاشش نور.
splash a page with ink
یک صفحه را با جوهر رنگ کنید.
a splash of liqueur on the cake.
یک قاشق الکیحل روی کیک
we heard a splash and a squeal.
ما صدای پاشش و جیغ را شنیدیم.
splash one's money about
پول خود را به اطراف پاشیدن.
splash across the brook
پاشیدن آب در جویبار
let's go mad and splash out.
بیایید دیوانه شویم و خرج کنیم.
splashing through deep puddles.
در حال پاشیدن در چاله های عمیق.
a field splashed with purple clover.
زمینی که با برگشنی بنفش آغشته شده است.
she splashed out on a Mercedes.
او برای یک مرسدس بنز هزینه زیادی کرد.
splash water over the floor
آب را روی زمین پاشیدن.
splashed their hands in the water.
دست هایشان را در آب پاشیدند.
We splashed through the waves.
ما از میان امواج پاشیدیم.
The children splashed in the pool.
کودکان در استخر پاشیدند.
went for a splash in the lake; heard the splash of the fish being thrown back.
برای یک پاشش در دریاچه رفتند؛ صدای پاشش ماهی هایی که به عقب پرتاب می شدند را شنیدند.
a floral pattern that was splashed with pink; moonlight splashing the deserted courtyard.
یک الگوی گلدار که با رنگ صورتی آغشته شده بود؛ نور ماه که حیاط متروکه را روشن میکرد.
the first drops of rain splashed on the ground.
اولین قطره های باران روی زمین پاشیده شدند.
add a red scarf to give a splash of colour.
برای ایجاد یک پاشش رنگ، یک شال قرمز اضافه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید