spatter

[ایالات متحده]/ˈspætə(r)/
[بریتانیا]/ˈspætər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. پاشیدن یا پخش کردن (مایع) در اطراف
n. پاشیده‌ها یا قطرات مایع؛ یک پاشش یا اسپری

عبارات و ترکیب‌ها

blood spatter

لکه‌خونی

paint spatter

لکه‌های رنگ

spatter pattern

الگوی پاشیده شدن

جملات نمونه

Blood spatter analysis is a common technique used in forensic investigations.

تحلیل پاشش خون یک تکنیک رایج مورد استفاده در تحقیقات پزشکی قانونی است.

The artist spattered paint on the canvas to create a unique effect.

هنرمند رنگ را روی بوم پاشید تا جلوه‌ای منحصر به فرد ایجاد کند.

Rain spattered against the window, creating a soothing sound.

باران به شیشه پاشید و صدایی آرامش‌بخش ایجاد کرد.

She noticed spatters of mud on her shoes after walking through the puddle.

او متوجه لکه‌های گل روی کفشش بعد از راه رفتن در کنار برکه شد.

The chef spattered oil in the pan while cooking the vegetables.

سرآشپز در حین پخت سبزیجات روغن را در تابه پاشید.

The spatter of applause filled the auditorium after the performance.

تشویق‌ها تالار را پس از اجرا پر کرد.

The detective examined the spatter patterns at the crime scene to gather evidence.

مامور پلیس برای جمع‌آوری مدارک، الگوهای پاشش را در صحنه جرم بررسی کرد.

The car drove through a puddle, causing water to spatter onto the sidewalk.

ماشین از کنار برکه عبور کرد و باعث شد آب روی پیاده‌رو پاشیده شود.

The rain continued to spatter against the roof throughout the night.

باران در طول شب به سقف پاشیده می‌شد.

The artist used a brush to spatter ink onto the paper, creating a dynamic composition.

هنرمند از یک قلم‌مو برای پاشیدن جوهر روی کاغذ استفاده کرد و یک ترکیب پویا ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید