splatter

[ایالات متحده]/'splætə/
[بریتانیا]/'splætɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با لکنت صحبت کردن\nvi. با لکنت صحبت کردن\nn. پاشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

paint splatter

لکه‌های رنگ

blood splatter

لکه‌های خون

ink splatter

لکه‌های جوهر

جملات نمونه

Rain was splattering on the roof.

باران روی پشت بام می‌چکید.

heavy droplets of rain splatter on to the windscreen.

قطرات سنگین باران روی شیشه جلو ماشین پاشیده می‌شوند.

a passing cart rolled by, splattering him with mud.

یک گاری عبوری از کنارش گذشت و او را با گل آغشته کرد.

the story is splattered over pages two and three.

داستان روی صفحات دو و سه پخش شده است.

each puddle we crossed threw a splatter of mud on the windshield.

هر آبگرفتگی که عبور می‌کردیم، لکه‌ای از گل را روی شیشه جلو می‌انداخت.

Beneath the "floating leaf", a rain-splattered covering that flows over it like a cape in the breeze, is a monopode: a single human leg just visible beneath the leaf-like canopy.

تحت "برگ شناور"، پوششی آغشته به باران که مانند یک شنل در باد روی آن جریان دارد، یک تک پا وجود دارد: یک پا انسان که به سختی در زیر سقف برگ مانند قابل مشاهده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید