splutter

[ایالات متحده]/'splʌtə/
[بریتانیا]/'splʌtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سری صداهای کوتاه و تیز؛ کلمات به سرعت بیان شده؛ صدای گیج‌کننده
vt. به طور سریع و به شکلی گیج‌کننده صحبت کردن
vi. به طور گیج‌کننده و نامفهوم صحبت کردن؛ تف کردن بزاق

عبارات و ترکیب‌ها

splutter with anger

نجوا با خشم

splutter out words

نجوا کردن کلمات

جملات نمونه

The engine coughed and spluttered into life.

موتور با سرفه و تقلا به کار افتاد.

she coughed and spluttered, tears coursing down her face.

او سرفه کرد و تقلا کرد، اشک‌ها در حال جاری شدن روی صورتش بودند.

spluttering brackish water, he struggled to regain his feet.

در حالی که آب شور به صورت خروشان فوران می‌کرد، او تلاش کرد تا دوباره روی پای خود بایستد.

The old car spluttered and coughed before finally starting.

ماشین قدیمی قبل از اینکه بالاخره روشن شود، سرفه کرد و تقلا کرد.

She spluttered with laughter when she heard the joke.

وقتی شوخی را شنید، با خنده تقلا کرد.

The engine spluttered and died on the side of the road.

موتور در حاشیه جاده تقلا کرد و خاموش شد.

He spluttered out an apology for his mistake.

او برای جبران اشتباهش عذرخواهی کرد.

The coffee machine spluttered as it brewed a fresh pot.

دستگاه قهوه ساز در حین دم کردن یک فنجان جدید، تقلا کرد.

She spluttered in surprise at the unexpected news.

او با تعجب در مورد اخبار غیرمنتظره تقلا کرد.

The old man spluttered in anger at the rude behavior.

مرد پیر با عصبانیت در مورد رفتار بی ادبانه تقلا کرد.

The radiator spluttered and leaked water onto the floor.

رادیاتور تقلا کرد و آب را روی زمین نشت داد.

He spluttered through his speech as he tried to control his nerves.

او در حین تلاش برای کنترل اعصاب خود، با تقلا از سخنرانی خود عبور کرد.

The candle spluttered and went out in the strong wind.

شمع در باد شدید تقلا کرد و خاموش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید