have a chuckle
خنده آرایشی
chuckle softly
به آرامی خندیدن
chuckle quietly
به طور آرام خندیدن
chuckle to oneself
به خود خندیدن
chuckle in amusement
با لذت خندیدن
chuckle with delight
با خوشحالی خندیدن
He chuckled at the funny story.
او در جواب داستان خندهدار خندید.
I chuckled at the astonishment on her face.
من با دیدن تعجب بر چهرهاش خندیدم.
She chuckled softly to herself as she remembered his astonished look.
او با خنده آرام به خودش گفت، وقتی نگاه متحیرش را به یاد آورد.
I pull out the jacket and pause to chuckle at the zigzag tear on its sleeve, which even careful stitchery could not completely hide.
من ژاکت را بیرون میکشم و مکثی میکنم تا با خنده به پارگی زیگزاگی آن روی آستین نگاه کنم، که حتی با دقتترین دوخت نیز نمیتوانست آن را به طور کامل پنهان کند.
Campana chuckled. “Hey, you'd better cool down, Anthony --- you're getting to be a real party animal!”
کامپانا خندید. "هی، بهتره کمی خونسرد بشی، آنتونی --- داری تبدیل به یک مهمانی واقعی میشی!"
Cackling chuckle is permeating the air around our ears,blue jokes are heard everywhere,playful squibbing and endless teasing make up most of our meetings,and cynical attitude has dominated our talks.
خنده و قهقهه در هوا در اطراف گوشهای ما پخش میشود، شوخیهای آبی همه جا شنیده میشود، شوخیهای بازیگوشانه و مسخره کردن بیپایان بیشتر جلسات ما را تشکیل میدهد و نگرش بدبینانه بر صحبتهای ما غلبه کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید