springboard

[ایالات متحده]/'sprɪŋbɔːd/
[بریتانیا]/'sprɪŋbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلتفرم یا فرصتی که به عنوان نقطه شروعی برای موفقیت عمل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

springboard diving

شیرجه از تابلوی فنری

جملات نمونه

The new job served as a springboard for her career advancement.

این شغل جدید به عنوان یک سکوی پرتاب برای پیشرفت شغلی او عمل کرد.

A strong educational foundation can be a great springboard for future success.

یک پایه تحصیلی قوی می تواند یک سکوی پرتاب عالی برای موفقیت آینده باشد.

She used the internship as a springboard to launch her own business.

او از فرصت کارآموزی به عنوان یک سکوی پرتاب برای راه اندازی کسب و کار خود استفاده کرد.

Learning a new language can be a springboard to exploring different cultures.

یادگیری یک زبان جدید می تواند یک سکوی پرتاب برای کشف فرهنگ های مختلف باشد.

The successful completion of the project became a springboard for more challenging opportunities.

به اتمام رساندن موفقیت آمیز پروژه به یک سکوی پرتاب برای فرصت های چالش برانگیزتر تبدیل شد.

His early interest in technology became a springboard for his career in the IT industry.

علاقه او در اوایل به فناوری به یک سکوی پرتاب برای شغل او در صنعت فناوری اطلاعات تبدیل شد.

The scholarship provided a valuable springboard for her studies abroad.

این بورس تحصیلی یک سکوی پرتاب ارزشمند برای تحصیلات او در خارج از کشور فراهم کرد.

Traveling to different countries can serve as a springboard for personal growth.

سفر به کشورهای مختلف می تواند به عنوان یک سکوی پرتاب برای رشد شخصی عمل کند.

Building a strong network can be a powerful springboard for career opportunities.

ایجاد یک شبکه قوی می تواند یک سکوی پرتاب قدرتمند برای فرصت های شغلی باشد.

The workshop was designed to be a springboard for creativity and innovation.

کارگاه آموزشی برای ایجاد سکوی پرتابی برای خلاقیت و نوآوری طراحی شده بود.

نمونه‌های واقعی

Benefit in that it gave me that springboard.

این مزیت این بود که به من یک سکوی پرشی داد.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2016 Collection

This was her springboard to rise to the top.

این سکوی پرش او برای رسیدن به اوج بود.

منبع: Introduction to World Celebrities

If you're patient, the plateaus will become springboard.

اگر صبور باشید، فلات ها به سکوی پرشی تبدیل می شوند.

منبع: NBA Star Speech Collection

Chinese diver Shi Tingmao won back-to-back Olympic titles in the women's three meter springboard.

شناگر چینی شی تینگ‌ماو، مدال‌های المپیک متوالی را در ماده سکوی پرشی سه متر زنان به دست آورد.

منبع: CRI Online August 2021 Collection

So, for me, these conversations are often springboards to new stories for this show.

بنابراین، برای من، این گفتگوها اغلب سکوی پرشی برای داستان های جدید برای این برنامه هستند.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

Arena. He jumps from a springboard to a platform.

آرنا. او از سکوی پرشی به سکو می پرد.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

A springboard can be something that helps you start an activity or process.

سکوی پرشی می تواند چیزی باشد که به شما کمک می کند یک فعالیت یا فرآیند را شروع کنید.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

For Mr Miliband, the bedroom tax is a helpful springboard for a wider war on welfare reform.

برای آقای میلیبند، مالیات اتاق خواب یک سکوی پرشی مفید برای جنگ گسترده تر با اصلاحات رفاه است.

منبع: The Economist (Summary)

Plurilateral arrangements, if consistent with multilateral rules, can also provide a useful springboard to more open trade.

توافقات چندجانبه، در صورت سازگاری با قوانین چندجانبه، می توانند یک سکوی پرشی مفید برای تجارت بازتر نیز باشند.

منبع: CRI Online April 2018 Collection

Chen Yiwen and Chang Yani won the women's three meter springboard earlier on the last day of competition.

چن یی‌ون و چانگ یانی، در روز آخر مسابقات، سکوی پرشی سه متر زنان را به دست آوردند.

منبع: CRI Online July 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید