squall

[ایالات متحده]/skwɔːl/
[بریتانیا]/skwɔːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. زوزه کشیدن; فریاد زدن
n. طوفان; مشکل; فریاد بلند

عبارات و ترکیب‌ها

a sudden squall

وزش ناگهانی باد شدید

squall warning issued

هشدار وزش باد شدید صادر شد

جملات نمونه

Sarah was squalling in her crib.

ساراح در گهواره‌اش زاری می‌کرد.

low clouds and squalls of driving rain.

ابرهای کم‌ارتفاع و رگبار شدید باران.

The baby's squall was heard all over the house.

زاری نوزاد در سراسر خانه شنیده می‌شد.

One error and he would have been torn loose and hurled overboard by the squalling wind.

یک اشتباه و او جدا شده و با وزش باد وحشتناک به بیرون پرتاب می شد.

The ship was caught in a sudden squall.

کشتی در یک رگبار ناگهانی گرفتار شد.

The fishermen hurried to shore to avoid the squall.

ماهیگیران برای جلوگیری از رگبار به سرعت به ساحل شتافتند.

The squall passed quickly, leaving behind a clear sky.

رگبار به سرعت از بین رفت و آسمان صاف پشت سر گذاشت.

The squall caused chaos at the outdoor concert.

رگبار باعث هرج و مرج در کنسرت فضای باز شد.

The squall knocked down several trees in the forest.

رگبار چندین درخت را در جنگل واژگون کرد.

We decided to postpone the picnic due to the approaching squall.

ما تصمیم گرفتیم به دلیل رگبار قریب‌الوقوع پیک‌نیک را به تعویق بیندازیم.

The squall whipped up huge waves in the ocean.

رگبار موج‌های بزرگی را در اقیانوس ایجاد کرد.

The squall brought relief from the heat wave.

رگبار از موج گرما رهایی بخشید.

The squall damaged the roof of the old barn.

رگبار به سقف کلبه قدیمی آسیب رساند.

Despite the squall, the hikers continued their trek up the mountain.

با وجود رگبار، کوهنوردان به صعود خود به کوه ادامه دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید