staging

[ایالات متحده]/'steɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/'stedʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمل و نقل بخش بندی شده; داربست; اجرا
v. اجرا کردن; نمایش دادن; پیش رفتن در مراحل

عبارات و ترکیب‌ها

staging area

فضای آماده‌سازی

staging ground

زمين آماده‌سازي

staging process

فرآیند آماده‌سازی

جملات نمونه

The staging of the play was impressive.

اجرای نمایش بسیار چشمگیر بود.

They are currently staging a protest outside the government building.

آنها در حال حاضر در اعتراض به ساختمان دولتی دست به تظاهرات زده‌اند.

The staging of the event was meticulously planned.

برگزاری رویداد به دقت برنامه ریزی شده بود.

The company is staging a new product launch next month.

شرکت ماه آینده یک عرضه محصول جدید را آغاز خواهد کرد.

The staging of the crime scene was crucial for the investigation.

برگزاری صحنه جرم برای تحقیقات بسیار مهم بود.

She is responsible for staging the school play.

او مسئولیت برگزاری نمایشنامه مدرسه را بر عهده دارد.

The staging of the exhibition took months of preparation.

برگزاری نمایشگاه ماه‌ها طول کشید.

They are staging a comeback after a long hiatus.

آنها پس از یک وقفه طولانی در حال بازگشت هستند.

The staging of the concert was a huge success.

اجرای کنسرت یک موفقیت بزرگ بود.

The company is staging a massive sale to clear out old inventory.

شرکت در حال برگزاری یک حراج بزرگ برای از بین بردن موجودی قدیمی است.

نمونه‌های واقعی

The staging is based on the extent of nodal and extranodal involvement.

مرحله‌بندی بر اساس میزان درگیری گرهی و خارج از گرهی استوار است.

منبع: Osmosis - Blood Cancer

No! Um, see? Because that...that's the staging area.

نه! اوه، ببین؟ چون آن... آن منطقه آماده‌سازی است.

منبع: Friends Season 2

Critics have accused him of staging a coup.

منتقدان متهم کرده‌اند که او کودتایی ترتیب داده است.

منبع: BBC Listening Compilation February 2022

To mark the harvest, the village is staging a party.

برای بزرگداشت برداشت محصول، روستا یک مهمانی ترتیب می‌دهد.

منبع: Beautiful China

The stories are elaborate, but the physical staging is minimal.

داستان‌ها پیچیده هستند، اما صحنه‌پردازی فیزیکی حداقل است.

منبع: Crash Course in Drama

In fact, the sport-utility vehicles of yesteryear are staging a comeback.

در واقع، خودروهای شاسی بلند سال‌های گذشته در حال بازگشت هستند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection January 2015

Out of my regard for you, we're staging it here.

به دلیل احترام من به شما، ما آن را در اینجا ترتیب می‌دهیم.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

Police unions are staging what they call a national march of anger.

اتحادیه‌های پلیس در حال ترتیب آنچه آن‌ها یک راهپیمایی ملی خشمگین می‌نامند.

منبع: BBC Listening Collection October 2019

It allowed its territory to be used as a staging ground for Syrian insurgents.

این به آن‌ها اجازه داد تا از قلمروشان به عنوان یک پایگاه برای شورشیان سوری استفاده کنند.

منبع: NPR News May 2013 Compilation

But crude is staging a comeback, rising about 20 percent in the past year.

اما نفت خام در حال بازگشت است و در سال گذشته حدود 20 درصد افزایش یافته است.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید