stately

[ایالات متحده]/ˈsteɪtli/
[بریتانیا]/ˈsteɪtli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بزرگ; عظیم; با وقار

عبارات و ترکیب‌ها

stately home

خانه مجلل

stately procession

رژه باشکوه

stately manner

رفتار با شکوه

جملات نمونه

She is stately in personage.

او در شخصیتی با وقار است.

the stately Temple of Heaven

معبد بهشتی باشکوه

a stately great drag with a smart chauffeur.

یک رقص بزرگ و باوقار با یک راننده باهوش.

a stately 19th-century mansion.

خانه‌ای بزرگ و مجلل متعلق به قرن نوزدهم

his tall and stately wife.

همسر بلندقد و باوقار او.

The stately mansion crested the hill.

منزل بزرگ و باشکوه، تپه را پوشاند.

The procession moved at a slow and stately speed.

دسته عزیمتی با سرعت آهسته و با شکوه حرکت کرد.

The stately swan glides gracefully on the pond.

غاز باشکوه به طور مؤدبانه روی برکه شنا می کند.

Priceless antique furniture was destroyed in the fire at the stately home.

اثاثات عتیقه گرانبها در آتش سوزی در عمارت منهدم شد.

The judge was a man of stately embonpoint who walked with a heavy step as he entered the courtroom.

قاضی مردی با چاق و باوقار بود که با گام‌های سنگین وارد دادگاه شد.

With his wonted, collected and stately mien , he crossed the unhallowed threshold.

با رفتاری همیشگی، متین و باوقار، او از آستانه ناپاک عبور کرد.

نمونه‌های واقعی

They are graceful, stately, inspiring ----- in calm, sunlight seas.

آنها باوقار، مجلل، الهام‌بخش ----- در دریاهای آرام و آفتابی هستند.

منبع: New Oriental Beautiful Short Essays Recitation

We were much impressed by the general's stately appearance.

ما تحت تأثیر ظاهر باوقار ژنرال قرار گرفتیم.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

The great, stately, active volcano had been monitored for a long time.

این فوران آتش‌گسترده، باوقار و فعال، مدت طولانی بود که مورد رصد قرار گرفته بود.

منبع: The Economist (Summary)

To make money, owners of stately homes often make their parks into playgrounds.

برای کسب درآمد، صاحبان خانه‌های باوقار اغلب پارک‌های خود را به زمین بازی تبدیل می‌کنند.

منبع: Reciting for the King Volume 3 (All 60 Lessons)

The adjective " stately" means something that is impressive in appearance, behavior or size.

صفت " باوقار" به معنای چیزی است که از نظر ظاهری، رفتاری یا اندازه ایجاده تاثیر می کند.

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

It was the most magnificent and stately planet that he had ever seen.

این باشکوه‌ترین و باوقارترین سیاره‌ای بود که تا به حال دیده بود.

منبع: The Little Prince

These are published plans and architectural drawings of the finest stately homes in Britain.

اینها طرح های منتشر شده و نقشه های معماری بهترین خانه های باوقار در بریتانیا هستند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Here, amid the Victorian cottages and stately plantation homes, you'll find Lafayette Cemetery.

اینجا، در میان کلبه های ویکتوریایی و خانه های باوقار مزرعه، شما مقبره لافایت را پیدا خواهید کرد.

منبع: Vacation Travel City Guide: North America Edition

There were lovely patches of greensward all about, with stately trees bearing rich and luscious fruits.

فضای سبز زیبا در همه جا وجود داشت، با درختان باوقار که میوه های غنی و خوشمزه می دادند.

منبع: The Wizard of Oz (Simplified Version)

Commercial galleries used to rely on regular visits from rich Britons seeking to furnish their stately homes.

گالری های تجاری به طور منظم به بازدید از ثروتمندان بریتانیایی که به دنبال مبلمان خانه‌های باوقار خود بودند، متکی بودند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید