skilled steerers
رانندگان ماهر
steerers ahead
رانندگان در پیش
experienced steerers
رانندگان با تجربه
steerers' choice
انتخاب رانندگان
young steerers
رانندگان جوان
steerers working
رانندگان در حال کار
steerers' responsibility
مسئولیت رانندگان
become steerers
به راننده تبدیل شوید
trained steerers
رانندگان آموزش دیده
future steerers
رانندگان آینده
experienced steerer, she navigated the ship through the storm.
راننده باتجربه، او کشتی را در طول طوفان هدایت کرد.
the company's new ceo is expected to be a strong steerer of change.
انتظار میرود مدیرعامل جدید شرکت یک هدایتکننده قوی تغییرات باشد.
steerers of the team worked tirelessly to meet the deadline.
هدایتکنندگان تیم بیوقفه برای رسیدن به مهلت نهایی تلاش کردند.
we need skilled steerers to guide the project to success.
ما به هدایتکنندگان ماهر برای هدایت پروژه به سمت موفقیت نیاز داریم.
the political landscape requires astute steerers with vision.
فضای سیاسی به هدایتکنندگان باهوش و دارای دید نیاز دارد.
effective steerers inspire their teams to achieve ambitious goals.
هدایتکنندگان موثر تیمهای خود را برای دستیابی به اهداف بلندپروازانه الهام بخشند.
the experienced steerer provided valuable insights during the meeting.
راننده باتجربه در طول جلسه بینشهای ارزشمندی ارائه داد.
steerers of innovation are crucial for a company's growth.
هدایتکنندگان نوآوری برای رشد یک شرکت حیاتی هستند.
the community needs strong steerers to address the challenges.
جامعه به هدایتکنندگان قوی برای رسیدگی به چالشها نیاز دارد.
steerers of public opinion can shape the course of events.
هدایتکنندگان افکار عمومی میتوانند روند وقایع را شکل دهند.
the project's steerers ensured everyone was aligned on the objectives.
هدایتکنندگان پروژه اطمینان حاصل کردند که همه در مورد اهداف همسو هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید