stemmed

[ایالات متحده]/stemd/
[بریتانیا]/stɛmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساقه‌ها برداشته شده‌اند؛ دارای ساقه‌ها؛ دارای دسته

v. ساقه‌ها را برداشتن؛ فراهم کردن با ساقه‌ها؛ ناشی شدن از

عبارات و ترکیب‌ها

stemmed flowers

گل‌های ساقه دار

freshly stemmed

ساقه دار تازه

جملات نمونه

stemmed goblets; long-stemmed roses.

گلدان‌های با ساقه؛ رزهای با ساقه بلند

The issue stemmed from a lack of communication within the team.

مشکل از کمبود ارتباط در داخل تیم نشأت گرفت.

Her interest in biology stemmed from a childhood fascination with plants.

علاقه او به زیست شناسی از شیفتگی دوران کودکی با گیاهان نشأت گرفت.

The disagreement stemmed from a misunderstanding of the instructions.

اختلاف نظر از عدم درک دستورالعمل ها ناشی می شد.

The company's success stemmed from its innovative approach to marketing.

موفقیت شرکت از رویکرد نوآورانه آن به بازاریابی نشأت گرفت.

His fear of public speaking stemmed from a childhood incident.

ترس او از سخنرانی در جمع از یک حادثه دوران کودکی نشأت گرفت.

The conflict stemmed from a difference in opinions between the two parties.

درگیری از اختلاف نظر بین دو طرف ناشی می شد.

The disease stemmed from contaminated water sources.

بیماری از منابع آب آلوده نشأت گرفت.

Her anxiety stemmed from the pressure to perform well at work.

اضطراب او از فشار برای عملکرد خوب در محل کار ناشی می شد.

The tradition stemmed from ancient rituals passed down through generations.

این سنت از آیین های باستانی که نسل به نسل منتقل شده اند، نشأت گرفت.

The problem stemmed from a lack of resources to complete the project.

مشکل از کمبود منابع برای تکمیل پروژه ناشی می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید