root

[ایالات متحده]/ruːt/
[بریتانیا]/ruːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از یک گیاه که آن را به زمین متصل می‌کند و مواد مغذی را به دست می‌آورد؛ منبع یا منشاء چیزی؛ یک جد؛ یک فرم یا بخش اساسی از یک کلمه
vi. ریشه‌ها را رشد کردن؛ از بین بردن
vt. ریشه‌ها را رشد دادن، به طور محکم تأسیس کردن؛ منشاء آن در چیزی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

root cause

علت ریشه ای

root directory

فهرست ریشه

take root

ریشه دوانیدن

root canal

کانال ریشه

root vegetable

سبزیجات ریشه ای

root beer

آبجوی ریشه

root in

ریشه در

root system

سیستم ریشه

lotus root

ساقه نیلوفر

square root

ریشه دوم

root tip

نوک ریشه

nerve root

ریشه عصبی

root mean square

ریشه میانگین مربع

root out

ب‌جای ریشه‌کنی

licorice root

ریشه شیرین بیان

tooth root

ریشه دندان

root for

تشویق کردن

root rot

زنگ زدگی ریشه

root and branch

ریشه و شاخه

grass root

ریشه چمن

dorsal root

ریشه پشتی

جملات نمونه

the root of David.

ریشه دیوید

jealousy was at the root of it.

حسادت ریشه در آن داشت.

It has academic root、 economic root、 institution root and jurally root.

این ریشه های علمی، اقتصادی، سازمانی و قانونی دارد.

find the cube root of the result.

ریشه مکعب نتیجه را پیدا کنید.

a campaign to root out corruption.

کمپینی برای ریشه‌کنی فساد.

These roots pull easily.

این ریشه‌ها به راحتی بیرون می‌آیند.

The roots go deep.

ریشه ها عمیق هستند.

destroy this system root and branch

نابودی این سیستم از ریشه و شاخه.

Money is the root of all evil.

پول ریشه همه بدی هاست.

root hairs are out-thrusts from the root surface.

ریشه ها از سطح ریشه بیرون زده اند.

His selfishness was the root of trouble.

خودخواهی او ریشه مشکل بود.

rooting for the underdog in the tennis championship.

تشویق کردن از بازنده در مسابقات تنیس.

a good fibrous root system.

یک سیستم ریشه فیبری قوی.

a little lever near the root of the barrel.

اهرمی کوچک در نزدیکی ریشه بشکه.

matters at the heart and root of existence.

مسائل در قلب و ریشه وجود.

the roots of the equation differ by an integer.

ریشه‌های معادله با یک عدد صحیح تفاوت دارند.

vegetarianism is rooted in Indian culture.

گیاهخواری ریشه در فرهنگ هند دارد.

نمونه‌های واقعی

Idleness is the root of all evils.

بی‌حالی ریشه همه بدی‌هاست.

منبع: English Major Level 4 Writing Full Score Template

Root vegetables grow from their roots all the way up out of the ground.

سبزیجات ریشه‌ای از ریشه‌های خود به طور کامل از زمین رشد می‌کنند.

منبع: Sarah and the little duckling

So, with Fang scampering around them, sniffing tree roots and leaves, they entered the forest.

بنابراین، با فرار فنگ در اطراف آنها، بوئیدن ریشه درخت و برگ‌ها، آنها وارد جنگل شدند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

They send ferocious roots beneath the ground.

آنها ریشه‌های وحشیانه را زیر زمین می‌فرستند.

منبع: The Little House on Mango Street

Apple drifted too far away from its roots.

سیب خیلی دور از ریشه‌های خود سرگردان شد.

منبع: Steve Jobs: The Lost Interview

It has its roots in antisemitism, right?

ریشه در یهودی‌ستیزی دارد، درسته؟

منبع: NPR News May 2022 Collection

ISIS is trying to put down roots here.

داعش سعی می‌کند اینجا ریشه کند.

منبع: CNN Selected April 2016 Collection

That's the Latin root for " bone" , anyway.

این ریشه لاتین برای " استخوان " است، به هر حال.

منبع: PBS Fun Science Popularization

The last statement is not rooted in science.

اظهارات پایانی ریشه در علم ندارد.

منبع: Asap SCIENCE Selection

I used ghost peppers to replicate z'arr roots.

من از فلفل‌های شبح‌وار برای بازسازی ریشه‌های z'arr استفاده کردم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید