stifles

[ایالات متحده]/ˈstaɪfəlz/
[بریتانیا]/ˈstaɪfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خفه کردن یا احساس فشار به کسی دادن؛ سرکوب کردن یا محدود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

stifles creativity

مهار خلاقیت

stifles growth

مهار رشد

stifles innovation

مهار نوآوری

stifles expression

مهار بیان

stifles development

مهار توسعه

stifles potential

مهار پتانسیل

stifles ideas

مهار ایده ها

stifles freedom

مهار آزادی

stifles talent

مهار استعداد

stifles passion

مهار اشتیاق

جملات نمونه

fear stifles creativity in many individuals.

ترس، خلاقیت را در بسیاری از افراد خفه می‌کند.

excessive regulations often stifles innovation.

قوانین بیش از حد اغلب نوآوری را خفه می‌کند.

his harsh criticism stifles her confidence.

نقد تند او اعتماد به نفس او را خفه می‌کند.

a toxic work environment stifles employee morale.

یک محیط کار سمی، روحیه کارمندان را خفه می‌کند.

too much pressure stifles students' learning.

فشار بیش از حد، یادگیری دانش آموزان را خفه می‌کند.

negative thoughts can stifles personal growth.

افکار منفی می‌توانند رشد شخصی را خفه کنند.

her fear of failure stifles her ambition.

ترس او از شکست جاه‌طلبی او را خفه می‌کند.

overprotective parenting often stifles independence.

حمایت بیش از حد معمولاً استقلال را خفه می‌کند.

strict rules can stifles a child's imagination.

قوانین سخت می‌توانند تصورات یک کودک را خفه کنند.

societal norms sometimes stifles individual expression.

معیارهای اجتماعی گاهی اوقات بیان فردی را خفه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید