curtails spending
کاهش هزینهها
curtails rights
محدود کردن حقوق
curtails freedom
محدود کردن آزادی
curtails access
محدود کردن دسترسی
curtails growth
محدود کردن رشد
curtails options
محدود کردن گزینهها
curtails activities
محدود کردن فعالیتها
curtails expenses
کاهش هزینهها
curtails influence
محدود کردن نفوذ
curtails power
محدود کردن قدرت
the new policy curtails unnecessary spending.
سیاست جدید، هزینههای غیرضروری را کاهش میدهد.
his illness curtails his ability to work.
بیماری او توانایی او را برای کار کردن محدود میکند.
the government curtails freedom of speech during emergencies.
در شرایط اضطراری، دولت آزادی بیان را محدود میکند.
the new law curtails the amount of pollution allowed.
قانون جدید میزان آلودگی مجاز را محدود میکند.
her busy schedule curtails her social life.
برنامهریزی فشرده او، زندگی اجتماعیاش را محدود میکند.
the budget cuts curtail many essential services.
کاهش بودجه بسیاری از خدمات ضروری را محدود میکند.
he curtails his travel plans due to financial constraints.
به دلیل محدودیتهای مالی، برنامههای سفر خود را محدود میکند.
the company curtails overtime to save costs.
برای صرفهجویی در هزینهها، شرکت اضافه کاری را محدود میکند.
strict regulations curtail the use of certain chemicals.
مقررات سختگیرانه استفاده از مواد شیمیایی خاص را محدود میکند.
the new software curtails the time needed for data entry.
نرم افزار جدید زمان مورد نیاز برای وارد کردن داده ها را کاهش میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید