curtails

[ایالات متحده]/kəˈteɪlz/
[بریتانیا]/kərˈteɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کاهش یا محدود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

curtails spending

کاهش هزینه‌ها

curtails rights

محدود کردن حقوق

curtails freedom

محدود کردن آزادی

curtails access

محدود کردن دسترسی

curtails growth

محدود کردن رشد

curtails options

محدود کردن گزینه‌ها

curtails activities

محدود کردن فعالیت‌ها

curtails expenses

کاهش هزینه‌ها

curtails influence

محدود کردن نفوذ

curtails power

محدود کردن قدرت

جملات نمونه

the new policy curtails unnecessary spending.

سیاست جدید، هزینه‌های غیرضروری را کاهش می‌دهد.

his illness curtails his ability to work.

بیماری او توانایی او را برای کار کردن محدود می‌کند.

the government curtails freedom of speech during emergencies.

در شرایط اضطراری، دولت آزادی بیان را محدود می‌کند.

the new law curtails the amount of pollution allowed.

قانون جدید میزان آلودگی مجاز را محدود می‌کند.

her busy schedule curtails her social life.

برنامه‌ریزی فشرده او، زندگی اجتماعی‌اش را محدود می‌کند.

the budget cuts curtail many essential services.

کاهش بودجه بسیاری از خدمات ضروری را محدود می‌کند.

he curtails his travel plans due to financial constraints.

به دلیل محدودیت‌های مالی، برنامه‌های سفر خود را محدود می‌کند.

the company curtails overtime to save costs.

برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، شرکت اضافه کاری را محدود می‌کند.

strict regulations curtail the use of certain chemicals.

مقررات سختگیرانه استفاده از مواد شیمیایی خاص را محدود می‌کند.

the new software curtails the time needed for data entry.

نرم افزار جدید زمان مورد نیاز برای وارد کردن داده ها را کاهش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید