obstructs

[ایالات متحده]/əbˈstrʌkts/
[بریتانیا]/əbˈstrʌkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حرکت یا پیشرفت را مسدود می‌کند یا مختل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

obstructs traffic

ترافیک را مسدود می‌کند

obstructs progress

پیشرفت را مسدود می‌کند

obstructs vision

دید را مسدود می‌کند

obstructs flow

جریان را مسدود می‌کند

obstructs access

دسترسی را مسدود می‌کند

obstructs development

توسعه را مسدود می‌کند

obstructs communication

ارتباط را مسدود می‌کند

obstructs movement

حرکت را مسدود می‌کند

obstructs growth

رشد را مسدود می‌کند

obstructs understanding

درک را مسدود می‌کند

جملات نمونه

the fallen tree obstructs the road.

درخت افتاده مسیر را مسدود می‌کند.

his actions obstruct the progress of the project.

اقدامات او پیشرفت پروژه را مختل می‌کند.

she obstructs communication between team members.

او ارتباط بین اعضای تیم را مختل می‌کند.

heavy traffic often obstructs our commute.

ترافیک سنگین اغلب رفت و آمد ما را مختل می‌کند.

obstructing the view can lead to accidents.

مسدود کردن دید می‌تواند منجر به تصادف شود.

his refusal to cooperate obstructs the investigation.

امتناع او از همکاری تحقیقات را مختل می‌کند.

obstructing the entrance is against the rules.

مسدود کردن ورودی خلاف قوانین است.

the construction work obstructs the sidewalk.

کارهای ساختمانی پیاده رو را مسدود می‌کند.

obstructing traffic can result in fines.

مسدود کردن ترافیک می‌تواند منجر به جریمه شود.

his behavior obstructs the team's success.

رفتار او موفقیت تیم را مختل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید