obstructs traffic
ترافیک را مسدود میکند
obstructs progress
پیشرفت را مسدود میکند
obstructs vision
دید را مسدود میکند
obstructs flow
جریان را مسدود میکند
obstructs access
دسترسی را مسدود میکند
obstructs development
توسعه را مسدود میکند
obstructs communication
ارتباط را مسدود میکند
obstructs movement
حرکت را مسدود میکند
obstructs growth
رشد را مسدود میکند
obstructs understanding
درک را مسدود میکند
the fallen tree obstructs the road.
درخت افتاده مسیر را مسدود میکند.
his actions obstruct the progress of the project.
اقدامات او پیشرفت پروژه را مختل میکند.
she obstructs communication between team members.
او ارتباط بین اعضای تیم را مختل میکند.
heavy traffic often obstructs our commute.
ترافیک سنگین اغلب رفت و آمد ما را مختل میکند.
obstructing the view can lead to accidents.
مسدود کردن دید میتواند منجر به تصادف شود.
his refusal to cooperate obstructs the investigation.
امتناع او از همکاری تحقیقات را مختل میکند.
obstructing the entrance is against the rules.
مسدود کردن ورودی خلاف قوانین است.
the construction work obstructs the sidewalk.
کارهای ساختمانی پیاده رو را مسدود میکند.
obstructing traffic can result in fines.
مسدود کردن ترافیک میتواند منجر به جریمه شود.
his behavior obstructs the team's success.
رفتار او موفقیت تیم را مختل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید