impedes

[US]/ɪmˈpiːdz/
[UK]/ɪmˈpiːdz/
Frequency: Very High

Translation

v. مانع یا مسدود کردن پیشرفت

Phrases & Collocations

progress impedes

پیشرفت باعث ایجاد مشکل می‌شود

growth impedes

رشد باعث ایجاد مشکل می‌شود

development impedes

توسعه باعث ایجاد مشکل می‌شود

efforts impedes

تلاش‌ها باعث ایجاد مشکل می‌شوند

success impedes

موفقیت باعث ایجاد مشکل می‌شود

innovation impedes

نوآوری باعث ایجاد مشکل می‌شود

communication impedes

ارتباطات باعث ایجاد مشکل می‌شوند

performance impedes

عملکرد باعث ایجاد مشکل می‌شود

access impedes

دسترسی باعث ایجاد مشکل می‌شود

understanding impedes

درک باعث ایجاد مشکل می‌شود

Example Sentences

excessive noise impedes concentration.

سر و صدای زیاد باعث اختلال در تمرکز می‌شود.

the heavy traffic impedes our progress.

ترافیک سنگین باعث اختلال در روند پیشرفت ما می‌شود.

poor communication impedes teamwork.

ارتباط ضعیف باعث اختلال در کار گروهی می‌شود.

his lack of experience impedes his career growth.

کمبود تجربه او باعث اختلال در رشد شغلی‌اش می‌شود.

fear of failure often impedes success.

ترس از شکست اغلب باعث اختلال در موفقیت می‌شود.

inadequate resources impede project completion.

منابع ناکافی باعث اختلال در تکمیل پروژه می‌شود.

distractions can impede learning.

حواس‌پرتی‌ها می‌توانند باعث اختلال در یادگیری شوند.

legal restrictions sometimes impede innovation.

محدودیت‌های قانونی گاهی اوقات باعث اختلال در نوآوری می‌شوند.

conflicts can impede effective communication.

درگیری‌ها می‌توانند باعث اختلال در ارتباط موثر شوند.

unclear goals impede team performance.

اهداف نامشخص باعث اختلال در عملکرد تیم می‌شوند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now