straitjacket

[ایالات متحده]/'streɪtdʒækɪt/
[بریتانیا]/'stretdʒækɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس محدود کننده

جملات نمونه

the straitjacket of poverty

چرخهٔ فقر

the straitjacket of bureaucratic paperwork.

محدودیت‌های دست و پا گیر کاغذکشی اداری

the treaty should not be used as a tool to straitjacket international trade.

نباید از پیمان به عنوان ابزاری برای محدود کردن تجارت بین‌المللی استفاده کرد.

Every language has its own structure and can not be forced into the straitjacket of Latin grammar。

هر زبانی ساختار خاص خود را دارد و نمی‌توان آن را به زور در قالبی از دستور زبان لاتین قرار داد.

The patient was restrained in a straitjacket.

بیمار با یک دستکوسازی محدود شده بود.

The straitjacket was used to prevent the patient from harming themselves.

از دستکوسازی برای جلوگیری از آسیب رساندن بیمار به خود استفاده شد.

He felt like he was in a mental straitjacket, unable to express his true feelings.

او احساس می‌کرد که در یک دستکوسای ذهنی گرفتار شده و نمی‌تواند احساسات واقعی خود را بیان کند.

The artist felt creatively stifled, as if trapped in a straitjacket of expectations.

هنرمند احساس خفقان خلاقیت می‌کرد، گویی در دستکوسایی از انتظارات گرفتار شده بود.

The company's strict policies were like a straitjacket, limiting employees' freedom.

سیاست‌های سختگیرانه شرکت مانند یک دستکوسا بود و آزادی کارکنان را محدود می‌کرد.

She broke free from the straitjacket of societal norms and pursued her own path.

او از دستکوسای هنجارهای اجتماعی رها شد و مسیر خود را دنبال کرد.

The team's creativity was constrained by the straitjacket of bureaucracy.

خلاقیت تیم توسط دستکوسای بوروکراسی محدود شده بود.

The new regulations put a straitjacket on the industry's growth potential.

قوانین جدید دستکوسایی بر پتانسیل رشد صنعت تحمیل کرد.

The straitjacket of perfectionism prevented her from taking risks and trying new things.

دستکوسای کمال‌گرایی از او جلوگیری کرد تا ریسک کند و چیزهای جدیدی را امتحان کند.

He described the traditional education system as a straitjacket that stifled creativity.

او سیستم آموزشی سنتی را به عنوان دستکوسایی توصیف کرد که از خلاقیت می‌کاهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید