restrictive condition
شرط محدود کننده
a web of restrictive regulations.
شبکهای از مقررات محدودکننده
a restrictive relative clause
یک بند نسبی محدودکننده
restrictive practices in industry
نحوه عمل محدودکننده در صنعت
He argued that the law was unduly restrictive.
او استدلال کرد که قانون بیش از حد محدودکننده بود.
a restrictive classicism would have castrated England's literature.
یک کلاسیکگرایی محدود کننده ادبیات انگلستان را عقیم میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید