strode confidently
با اعتماد قدم برداشت
strode forward
به جلو قدم برداشت
strode away
دور شد
strode past
از کنار عبور کرد
strode in
وارد شد
strode out
خارج شد
strode boldly
با شجاعت قدم برداشت
strode on
به راه ادامه داد
strode along
در طول قدم زد
strode ahead
از جلو حرکت کرد
he strode confidently into the room.
او با اعتماد به نفس وارد اتاق شد.
she strode across the stage to accept her award.
او برای دریافت جایزه از روی صحنه عبور کرد.
the athlete strode to the finish line with determination.
ورزشکار با عزمی راسخ به خط پایان دوید.
they strode down the street, chatting and laughing.
آنها در حالی که صحبت و خنده می کردند، در خیابان قدم زدند.
he strode past the crowd without looking back.
او بدون نگاه کردن به عقب از کنار جمعیت گذشت.
she strode into the office, ready to tackle the day.
او با آمادگی برای مقابله با روز، وارد دفتر شد.
the leader strode forward to address the team.
رهبر برای صحبت با تیم به جلو قدم گذاشت.
he strode with purpose, knowing he had a mission.
او با هدف قدم زد، زیرا می دانست که مأموریتی دارد.
she strode into the café, eager to meet her friends.
او با اشتیاق برای دیدن دوستانش وارد کافه شد.
as the sun set, he strode along the beach, lost in thought.
همانطور که خورشید غروب می کرد، او در حالی که در فکر بود، در امتداد ساحل قدم زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید