proceeded

[ایالات متحده]/prəˈsiːdɪd/
[بریتانیا]/prəˈsiːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ادامه دادن پس از یک وقفه; به جلو حرکت کردن یا پیشرفت کردن; انجام دادن یا اداره کردن; در یک مسیر خاص ادامه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

proceeded with caution

با احتیاط ادامه داد

proceeded to explain

برای توضیح ادامه داد

proceeded to ask

برای پرسیدن ادامه داد

proceeded as planned

طبق برنامه ادامه داد

proceeded to investigate

برای تحقیق ادامه داد

proceeded without delay

بدون تاخیر ادامه داد

proceeded to discuss

برای بحث ادامه داد

proceeded to demonstrate

برای نشان دادن ادامه داد

proceeded to finalize

برای نهایی کردن ادامه داد

proceeded to conclude

برای نتیجه گیری ادامه داد

جملات نمونه

after the meeting, we proceeded to discuss the next steps.

پس از جلسه، ما برای بحث در مورد مراحل بعدی ادامه دادیم.

she proceeded with her plans despite the challenges.

او با وجود چالش‌ها به برنامه‌های خود ادامه داد.

the project proceeded smoothly after the initial delays.

پس از تأخیرهای اولیه، پروژه به طور روان پیش رفت.

he proceeded to explain his point of view.

او برای توضیح دیدگاه خود ادامه داد.

they proceeded cautiously through the crowded streets.

آنها با احتیاط از میان خیابان‌های شلوغ عبور کردند.

after the introduction, the speaker proceeded with the main topic.

پس از معرفی، سخنران به موضوع اصلی پرداخت.

we proceeded to the next phase of the experiment.

ما به مرحله بعدی آزمایش ادامه دادیم.

the team proceeded to implement the new strategy.

تیم برای اجرای استراتژی جدید ادامه داد.

once the approval was granted, they proceeded with the construction.

پس از دریافت تاییدیه، آنها با ساخت و ساز ادامه دادند.

after gathering the necessary information, she proceeded to write the report.

پس از جمع‌آوری اطلاعات لازم، او برای نوشتن گزارش ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید