studiedness

[ایالات متحده]/ˈstʌd.id.nəs/
[بریتانیا]/ˈstʌd.id.nəs/

ترجمه

n. کیفیت عمدی یا از پیش طراحی شده بودن؛ وضعیت مصنوعی یا ساختگی بودن؛ کیفیت متفکر یا به دقت تنظیم شده بودن؛ ویژگی با دانش یا آموخته بودن

عبارات و ترکیب‌ها

studiedness effect

اثر آموزش‌دیده بودن

studiedness approach

رویکرد آموزش‌دیده بودن

studiedness level

سطح آموزش‌دیده بودن

studiedness assessment

ارزیابی آموزش‌دیده بودن

studiedness measurement

اندازه‌گیری آموزش‌دیده بودن

studiedness indicator

شاخص آموزش‌دیده بودن

studiedness quality

کیفیت آموزش‌دیده بودن

studiedness analysis

تجزیه و تحلیل آموزش‌دیده بودن

studiedness factors

عوامل آموزش‌دیده بودن

studiedness dynamics

پویایی آموزش‌دیده بودن

جملات نمونه

his studiedness in the subject impressed everyone.

تلاش و پشتکار او در آن موضوع، همه را تحت تأثیر قرار داد.

the studiedness of her work reflects her dedication.

تلاش و پشتکار او در کارش نشان دهنده تعهد اوست.

she approached the problem with great studiedness.

او با دقت و تلاش زیاد به حل مشکل پرداخت.

his studiedness was evident in his presentation.

پشتکار و تلاش او در ارائه اش آشکار بود.

they admired her studiedness and attention to detail.

آنها از دقت و تلاش و توجه او به جزئیات قدردانی کردند.

studiedness is essential for academic success.

تلاش و پشتکار برای موفقیت تحصیلی ضروری است.

her studiedness in research made her a top candidate.

تلاش و پشتکار او در تحقیقات، او را به یک نامزد برتر تبدیل کرد.

he approached his studies with a sense of studiedness.

او با حس تلاش و پشتکار به تحصیلات خود پرداخت.

studiedness in practice can lead to better outcomes.

تلاش و پشتکار در عمل می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

her studiedness was appreciated by her peers.

همکاران او از تلاش و پشتکار او قدردانی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید