intellectuality

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈlɛkʧuːəˌlɪti/
[بریتانیا]/ˌɪntəˈlɛkʧuˌælɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت فکری یا منطقی بودن؛ ظرفیت تفکر و درک

عبارات و ترکیب‌ها

intellectuality test

آزمون هوش

intellectuality development

توسعه هوش

intellectuality assessment

ارزیابی هوش

intellectuality quotient

ضریب هوش

intellectuality skills

مهارت‌های هوشی

intellectuality growth

رشد هوش

intellectuality model

مدل هوش

intellectuality pursuit

جستجوی هوش

intellectuality challenge

چالش هوش

intellectuality enhancement

بهبود هوش

جملات نمونه

her intellectuality sets her apart from her peers.

هوش و ذکاوت او او را از همسالانش متمایز می‌کند.

we should encourage intellectuality in our education system.

ما باید هوشمندی را در سیستم آموزشی خود تشویق کنیم.

intellectuality can be cultivated through reading and discussion.

می‌توان با خواندن و بحث، هوشمندی را تقویت کرد.

his intellectuality is evident in his thoughtful conversations.

هوش و ذکاوت او در گفتگوهای متفکرانه‌اش آشکار است.

intellectuality is often valued in academic circles.

هوشمندی اغلب در محافل علمی مورد توجه قرار می‌گیرد.

she approached problems with great intellectuality and creativity.

او با هوشمندی و خلاقیت زیاد به حل مشکلات پرداخت.

intellectuality and emotional intelligence are both important for leadership.

هوشمندی و هوش هیجانی هر دو برای رهبری مهم هستند.

his work reflects a high level of intellectuality and insight.

کار او نشان‌دهنده سطح بالایی از هوشمندی و بینش است.

intellectuality can enhance one's decision-making skills.

هوشمندی می‌تواند مهارت‌های تصمیم‌گیری یک فرد را افزایش دهد.

we must appreciate the intellectuality in diverse fields.

ما باید هوشمندی را در زمینه‌های مختلف مورد توجه قرار دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید