blockhead

[ایالات متحده]/ˈblɒkˌhed/
[بریتانیا]/ˈblɑːkˌhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص احمق یا احمق.

عبارات و ترکیب‌ها

blockhead's idea

ایده‌ی آدم احمق

that blockhead again

باز هم آن آدم احمق

a real blockhead

یک آدم احمق واقعی

جملات نمونه

don't be such a blockhead; think before you act.

اینقدر احمق نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.

he called me a blockhead for forgetting the meeting.

او به من گفت احمق است که جلسه را فراموش کردم.

sometimes i feel like a blockhead for making silly mistakes.

گاهی اوقات احساس می کنم احمق هستم که اشتباهات احمقانه مرتکب می شوم.

she’s not a blockhead; she just needs more time to understand.

او احمق نیست؛ فقط به زمان بیشتری برای درک نیاز دارد.

stop acting like a blockhead and listen to advice.

دستورالعمل دادن به احمق بودن را متوقف کنید و به نصیحت گوش دهید.

even a blockhead can learn from past mistakes.

حتی یک احمق هم می تواند از اشتباهات گذشته درس بگیرد.

my blockhead friend forgot my birthday again!

دوست احمق من دوباره تولد من را فراموش کرد!

he may be a blockhead, but he has a good heart.

شاید او احمق باشد، اما قلب خوبی دارد.

calling someone a blockhead can hurt their feelings.

نشان دادن به کسی که احمق است می تواند احساسات آنها را آزرده کند.

why do you always have to be such a blockhead?

چرا همیشه باید اینقدر احمق باشید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید