blockhead's idea
ایدهی آدم احمق
that blockhead again
باز هم آن آدم احمق
a real blockhead
یک آدم احمق واقعی
don't be such a blockhead; think before you act.
اینقدر احمق نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.
he called me a blockhead for forgetting the meeting.
او به من گفت احمق است که جلسه را فراموش کردم.
sometimes i feel like a blockhead for making silly mistakes.
گاهی اوقات احساس می کنم احمق هستم که اشتباهات احمقانه مرتکب می شوم.
she’s not a blockhead; she just needs more time to understand.
او احمق نیست؛ فقط به زمان بیشتری برای درک نیاز دارد.
stop acting like a blockhead and listen to advice.
دستورالعمل دادن به احمق بودن را متوقف کنید و به نصیحت گوش دهید.
even a blockhead can learn from past mistakes.
حتی یک احمق هم می تواند از اشتباهات گذشته درس بگیرد.
my blockhead friend forgot my birthday again!
دوست احمق من دوباره تولد من را فراموش کرد!
he may be a blockhead, but he has a good heart.
شاید او احمق باشد، اما قلب خوبی دارد.
calling someone a blockhead can hurt their feelings.
نشان دادن به کسی که احمق است می تواند احساسات آنها را آزرده کند.
why do you always have to be such a blockhead?
چرا همیشه باید اینقدر احمق باشید؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید