surfeited

[ایالات متحده]/ˈsɜːfɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈsɜrˌfɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی surfeit; خسته یا منزجر شدن به دلیل افراط

عبارات و ترکیب‌ها

surfeited appetite

اشتهای بیش از حد

surfeited with food

بیش از حد سیر

surfeited senses

حواس سیر

surfeited consumers

مصرف‌کنندگان بیش از حد

surfeited on luxury

بیش از حد از تجملات

surfeited by choices

بیش از حد از انتخاب‌ها

surfeited with options

بیش از حد از گزینه‌ها

surfeited desires

تمایلات بیش از حد

surfeited tourists

گردشگران بیش از حد

surfeited market

بازار بیش از حد

جملات نمونه

after the feast, we felt surfeited and couldn't eat another bite.

بعد از جشن، ما احساس سیرگویی می‌کردیم و نمی‌توانستیم حتی یک لقمه دیگر بخوریم.

she was surfeited with the endless chatter at the party.

او از صحبت‌های بی‌پایان در مهمانی سیر شده بود.

he had surfeited himself with sweets during the holidays.

او در طول تعطیلات خود را با شیرینی سیر کرده بود.

they were surfeited with information after the long seminar.

آنها بعد از سمینار طولانی با اطلاعات سیر شده بودند.

after the vacation, i felt surfeited with all the activities we did.

بعد از تعطیلات، من از تمام فعالیت‌هایی که انجام دادیم سیر شده بودم.

she was surfeited with the constant demands of her job.

او از خواسته‌های مداوم شغلش سیر شده بود.

he became surfeited with the same routine day after day.

او با گذشت هر روز از یک روال یکسان سیر شد.

after the lavish dinner, we were all surfeited and sleepy.

بعد از شام مجلل، ما همه سیر و خواب‌آلود بودیم.

the children were surfeited with toys after their birthday party.

کودکان بعد از مهمانی تولدشان از اسباب‌بازی‌ها سیر شده بودند.

she felt surfeited with compliments after her performance.

او بعد از اجرش از تعارفات سیر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید