tale

[ایالات متحده]/teɪl/
[بریتانیا]/teɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داستان؛ یک افسانه؛ یک روایت؛ شایعه.

عبارات و ترکیب‌ها

fairy tale

قصه پریان

adventure tale

داستان ماجراجویانه

folk tale

قصه‌ی فولکلور

tell the tale

داستان را بازگو کن

nursery tale

قصه‌ی کودکانه

tell a tale

یک داستان بازگو کن

tall tale

داستان اغراق‌آمیز

old wives' tale

افسانه پیرزن‌ها

جملات نمونه

a tale full of interest.

داستانی پر از جذابیت

a tale of mystery and suspense.

داستانی از رمز و تعلیق.

an unforgettable tale of joy and heartbreak.

داستانی فراموش‌نشدنی از شادی و دل‌شکستگی

an exact tale of the dead bodies.

داستان دقیقی از اجساد.

the Everton tale of woe continued.

داستان غم انگیز اورتون ادامه یافت.

tell the tale of one's experiences

داستان تجربیات یک نفر را بازگو کنید

a tale that wrings the heart.

داستانی که قلب را می‌درد.

false tales of bravery.

داستان‌های دروغین شجاعت

a tale of wickedness and depravity hard to credit.

داستاني از شرارت و زشتي که باور کردنش سخت است.

the tale of Goody Blake and Harry Gill.

داستان گودی بلیک و هری گیل.

an almost incredible tale of triumph and tragedy.

یک داستان تقریباً باورنکردنی از پیروزی و تراژدی.

the sad tale of failure was laid bare.

داستان غم انگیز شکست آشکار شد.

a neatly woven tale of intrigue in academia.

داستان دسیسه در دانشگاه به خوبی بافته شده است.

tales that rend the heart.

داستان‌هایی که قلب را می‌درد.

spun tales for the children.

برای کودکان داستان گفت.

نمونه‌های واقعی

Stop it! Stop inventing these wild tales!

!ایست! از ساختن این داستان‌های عجیب و غریب دست بردار!

منبع: Charlotte's Web

He spun a tale of his adventures.

او داستانی از ماجراجویی‌های خود گفت.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Be pleased to hear a modern tale.

خوشحال باشید که یک داستان مدرن بشنوید.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

A story that I describe as a political fairy tale.

داستانی که من آن را یک داستان فانتزی سیاسی توصیف می‌کنم.

منبع: "JK Rowling: A Year in the Life"

Until his drinking problem fractured the fairy tale.

تا زمانی که مشکل نوشیدنی او داستان فانتزی را از هم گسیخت.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

They learned these tales from older minstrels.

آنها این داستان‌ها را از نوازندگان قدیمی‌تر آموختند.

منبع: American Elementary School English 4

This is the cautionary tale of jimmy anderson.

این داستان اخطارآمیز جیمی اندرسون است.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

One night, he told me a strange tale.

یک شب، او یک داستان عجیب به من گفت.

منبع: Beijing Normal University Edition High School English (Compulsory 3)

I loved fairy tales when I was little.

من عاشق داستان‌های فانتزی بودم وقتی بچه بودم.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Was it a book of wonderful fairy tales?

آیا این کتابی از داستان‌های فانتزی شگفت‌انگیز بود؟

منبع: American Elementary School English 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید