testaments

[ایالات متحده]/ˈtɛstəmənts/
[بریتانیا]/ˈtɛstəmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وصیت‌ها یا بیانیه‌های خواسته‌های فرد در مورد تصرف اموال پس از مرگ؛ شواهد یا اثبات واقعی

عبارات و ترکیب‌ها

living testaments

شهادت‌های زنده

final testaments

شهادت‌های نهایی

written testaments

شهادت‌های نوشته شده

legal testaments

شهادت‌های قانونی

personal testaments

شهادت‌های شخصی

testaments of faith

شهادت‌های ایمان

testaments of love

شهادت‌های عشق

testaments of time

شهادت‌های زمان

testaments of history

شهادت‌های تاریخ

testaments of truth

شهادت‌های حقیقت

جملات نمونه

his writings serve as testaments to his dedication.

نوشتجات او گواهی بر تعهد او هستند.

the ancient ruins are testaments to a lost civilization.

آثار باستانی گواهی بر یک تمدن گمشده هستند.

these photographs are testaments of our journey together.

این عکس‌ها گواهی سفر ما با هم هستند.

their achievements are testaments to hard work and perseverance.

دستاوردهای آنها گواهی تلاش و پشتکار است.

the testaments of history remind us of past lessons.

گواهی‌های تاریخی ما را از درس‌های گذشته آگاه می‌کنند.

her sculptures are testaments to her artistic vision.

مجسمه‌های او گواهی بر دیدگاه هنری او هستند.

the documents are legal testaments of ownership.

این اسناد گواهی قانونی مالکیت هستند.

his words were testaments of his love and commitment.

کلمات او گواهی عشق و تعهد او بودند.

these artifacts are testaments to human ingenuity.

این آثار باستانی گواهی بر نبوغ انسان هستند.

her life story is a testament to resilience.

داستان زندگی او گواهی بر انعطاف‌پذیری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید