evidences

[ایالات متحده]/ˈɛvɪdənsɪz/
[بریتانیا]/ˈɛvɪdənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهادت‌ها; شواهد; نشانه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

strong evidences

شواهد قوی

clear evidences

شواهد روشن

substantial evidences

شواهد قابل توجه

compelling evidences

شواهد قانع‌کننده

overwhelming evidences

شواهد فائق‌العاده

relevant evidences

شواهد مرتبط

sufficient evidences

شواهد کافی

documented evidences

شواهد مستند

physical evidences

شواهد فیزیکی

scientific evidences

شواهد علمی

جملات نمونه

there are several evidences to support the theory.

چندین مدرک وجود دارد که از تئوری پشتیبانی می کند.

the evidences presented in court were compelling.

مدرکی که در دادگاه ارائه شد قانع کننده بود.

we need more evidences to prove our hypothesis.

ما به مدرک بیشتری برای اثبات فرضیه خود نیاز داریم.

the scientist gathered evidences from multiple sources.

دانشمند مدارک را از منابع مختلف جمع آوری کرد.

her research provided new evidences for the claim.

تحقیقات او مدارک جدیدی برای ادعا ارائه داد.

all evidences point to a significant change in climate.

تمام مدارک نشان دهنده تغییر قابل توجهی در آب و هوا است.

the detective found crucial evidences at the crime scene.

مامور پلیس مدارک حیاتی را در صحنه جرم پیدا کرد.

historical evidences can help us understand the past.

مدرک تاریخی می تواند به ما کمک کند گذشته را درک کنیم.

they dismissed the evidences as unreliable.

آنها مدارک را غیرقابل اعتماد خواندند.

we must analyze all evidences before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم گیری تمام مدارک را تجزیه و تحلیل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید