take an oath
گرفتن سوگند
swear an oath
سوگند خوردن
break an oath
شکستن سوگند
keep an oath
حفظ سوگند
oath of office
سوگند ریاست
under oath
تحت سوگند
on oath
به سوگند
hippocratic oath
قسم هیپوکراط
an oath of allegiance
یک سوگند وفاداری
an oath of fealty and liege homage.
سوگند وفاداری و احترام ارباب
they took an oath of allegiance to the king.
آنها سوگند وفاداری به پادشاه دادند.
They swore an oath of loyalty to the country.
آنها سوگند وفاداری به کشور خوردند.
he swore a solemn oath to keep faith.
او سوگند جدی برای حفظ ایمان داد.
The judge received their oath of allegiance.
قاضی سوگند وفاداری آنها را دریافت کرد.
He swore an oath to support the king.
او سوگند خورد تا از پادشاه حمایت کند.
I administer the oath to him.
من سوگند را به او یاد داده ام.
he forced them to swear an oath of loyalty to him.
او آنها را مجبور کرد سوگند وفاداری به او بخورند.
Is she prepared to give evidence on oath?
آیا او آماده است تا سوگند یاد کند و شهادت دهد؟
An oath was administered to the newly elected President.
سوگندی به رئیس جمهور منتخب جدید داده شد.
They swore an oath to carry out their duties faithfully.
آنها سوگند خوردند که وظایف خود را با وفاداری انجام دهند.
William's advisers exacted an oath of obedience from the clergy.
مشاوران ویلیام یک سوگند اطاعت را از روحانیون گرفتند.
a witness who lied under oath;
شهادت دروغگویی که سوگند دروغ گفت.
He swore his oath of allegiance to the queen.See Synonyms at promise
او سوگند وفاداری خود را به ملکه یاد کرد. به مترادف ها در قول مراجعه کنید.
He hurled a few oaths at his wife.
او چند نفرین را به سمت همسرش پرتاب کرد.
Evidence is given on oath and witnesses are subject to cross-examination.
شهادت تحت سوگند داده می شود و شهود مشمول بازجویی متقابل هستند.
But if they violate their oaths after their covenant, and taunt you for your Faith,- fight ye the chiefs of Unfaith: for their oaths are nothing to them: that thus they may be restrained.
اما اگر پس از پیمان خود سوگندهای خود را نقض کنند و شما را به خاطر ایمان خود مسخره کنند، با رهبران بی ایمانی بجنگید: زیرا سوگندهای آنها برای آنها ارزشی ندارد: تا بدین ترتیب مهار شوند.
A beneficed Anglican clergyman who refused to take the Oaths of Allegiance and Supremacy to William and Mary and their successors after the Glorious Revolution of1688.
یک کشیش آنگلیستانی که از گرفتن سوگند وفاداری و برتری به ویلیام و مری و جانشینان آنها پس از انقلاب باشرف 1688 امتناع کرد.
I take the official oath today.with no purpose to construe the Constitution or laws by any hypercritical rules(Abraham Lincoln.
من امروز سوگند رسمی را می پذیرم. بدون هیچ هدفی برای تفسیر قانون اساسی یا قوانین با هرگونه قوانین بیش از حد انتقادی (آبراهام لینکلن).
My dad administered the oath of office.
پدرم سوگند را به او داد.
منبع: VOA Standard English_AmericasHe took an oath to give up smoking.
او سوگند خورد که سیگار را ترک کند.
منبع: IELTS vocabulary example sentencesYou're under oath, and that oath counts.
شما تحت سوگند هستید و آن سوگند مهم است.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2That you take this oath, an obligation freely without any mental reservation.
این سوگندی که شما می گیرید، یک تعهد آزادانه بدون هیچ گونه قید و شرط ذهنی است.
منبع: NPR News December 2012 CompilationAre you willing to take the oath?
آیا مایل به دادن سوگند هستید؟
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2023 CollectionI took an oath upon my life.
من سوگندی خوردم به جانم.
منبع: "The Boy in the Striped Pajamas" Original Soundtrack" And break your oath" ? he snarled. " Like me" ?
«و سوگندت را بشکنی»؟ او با حالتی خشمگینانه غر زد. «مثل من؟»
منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)Did you ever take an oath? inquired the judge.
آیا تا به حال سوگندی گرفته اید؟ قاضی پرسید.
منبع: American Original Language Arts Volume 4I gave my blood oath to take him in.
من سوگند خونین دادم تا او را به داخل بکشانم.
منبع: Lost Girl Season 4There are no oaths at Baird.
در بایر سوگندی وجود ندارد.
منبع: Classic moviesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید