thinly

[ایالات متحده]/'θinli/
[بریتانیا]/ˈ θɪnlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور پراکنده; به طور نازک; به طور باریک; به طور ریز.

عبارات و ترکیب‌ها

cut thinly

برش نازک

sliced thinly

برش نازک

spread thinly

به صورت نازک پخش کردن

rolled thinly

به صورت نازک رول کردن

shaved thinly

به صورت نازک پوست کندن

coat thinly

به صورت نازک پوشاندن

layered thinly

به صورت نازک لایه بندی کردن

جملات نمونه

This area is thinly populated.

این منطقه کم جمعیت است.

a thinly veiled criticism

یک انتقاد پنهان

thinly bedded carbonate mudstones.

لایه‌های رسوبی کربناته نازک.

spread each slice thinly with mayonnaise.

هر برش را به طور نازک با مایونز بمالید.

a thinly veiled threat.

یک تهدید پنهان.

a thinly scattered population

جمعیت پراکنده و کم‌تراکم

She spread the toast thinly with raspberry jam.

او نان تست را به آرامی با مربای تمشک پوشاند.

Expertise in this field is very thinly spread across the country.

تخصص در این زمینه به طور بسیار پراکندی در سراسر کشور توزیع شده است.

thinly disguised party political propaganda.

تبلیغات سیاسی حزبی که به طور نازک پنهان شده است.

ocrea fugacious, brown, thinly membranous.

اوکرای زودگذر، قهوه‌ای، نازک و غشایی.

She made a lot of thinly veiled accusations.

او اتهامات زیادی را به صورت پنهان مطرح کرد.

she felt she was struggling against thinly disguised misogyny.

او احساس می‌کرد که در برابر تبعیض جنسیتی پنهان مبارزه می‌کند.

abaxial surface with mammillate epidermis, thinly persistently fawn-farinose;

سطح پشتی با اپیدرم با پاپیل‌های، نازک، مداوم، رنگ خردلی-آردی;

In her speech she made several thinly disguised attacks on the president.

در سخنرانی خود، حملات پنهانی به رئیس جمهور انجام داد.

Milk white smoke was stinking thinly and smokily as rolling up in puffs from the nattierblue flames.

دود سفید مانند شیر به طور نازک و دودآلود در حال جمع شدن در توده هایی از شعله های آبی ناتری بود.

Leaves in a rosette, grasslike, linear, occasionally thinly filiform, often thin and transparent, fenestrate, base sheathing.

برگ‌ها در یک گلبرگ، مانند علف، خطی، گاهی اوقات به صورت نازک و ریسمان مانند، اغلب نازک و شفاف، دارای روزن، پوشش پایه.

Therefore are feasts so solemn and so rare,Since, seldom coming, in the long year set,Like stones of worth they thinly placed are,Or captain jewels in the carcanet.

بنابراین جشن‌ها بسیار جدی و نادر هستند، از آنجایی که به ندرت می‌آیند، در طولانی‌ترین سال تنظیم می‌شوند، مانند سنگ‌های ارزشمند که به صورت نازک قرار می‌گیرند، یا جواهرات کاپیتانی در گردنبند.

and about his shelves a beggarly account of empty boxes, green earthen pots, bladders and musty seeds, remnants of packthread and old cakes of roses, were thinly scatter'd, to make up a show.

و در اطراف قفسه‌هایش، شرحی حقیرانه از جعبه‌های خالی، گلدان‌های خاکی سبز، پوشش‌ها و دانه‌های کهنه، بقایای نخ بسته‌بندی و کیک‌های قدیمی گل رز، به طور پراکنده پخش شده بودند تا نمایشی ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید