thick

[ایالات متحده]/θɪk/
[بریتانیا]/θɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متراکم‌ترین یا شلوغ‌ترین بخش چیزی؛ ضخیم‌ترین یا متمرکزترین بخش چیزی
adj. داشتن وسعت نسبتاً زیاد از یک سطح به سطح مقابل؛ داشتن ضخامت مشخص
adv. به طریقی که ضخیم یا متراکم است؛ با مقدار زیادی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

thick hair

موهای ضخیم

thick fog

مه غلیظ

thick soup

سوپ غلیظ

thick sweater

ژاکت ضخیم

thick foggy

غلیظ و مه آلود

thick layer

لایه ضخیم

thick coat

پالتوی ضخیم

thick with

پُر از

thick liquid

مایع غلیظ

thick and fast

سریع و ضخیم

thick wall

دیوار ضخیم

thick and thin

ضخیم و نازک

thick film

فیلم ضخیم

thick oil

روغن ضخیم

thick plate

صفحه ضخیم

a bit thick

کمی ضخیم

thick forest

جنگل متراکم

thick paper

مقوا ضخیم

thick steel plate

صفحه فولادی ضخیم

thick ice

یخ ضخیم

thick line

خط ضخیم

thick stick

چوب ضخیم

جملات نمونه

the thick of battle.

در اوج نبرد

the thick of the thumb

در قسمت سفت انگشت شست

the thick of the forest

در دل جنگل

in the thick of the fight

در میانه درگیری

in the thick of the fighting.

در میانه نبرد.

a thick bundle of envelopes.

یک دسته ضخیم از پاکات

a thick, creamy dressing.

یک سس غلیظ و خامه‌ای.

a thick rim of suds.

حاشیه ضخیمی از کف

the thick, slimy mud.

گل كثيف و لزج

the room was thick with smoke.

اتاق پر از دود بود.

نمونه‌های واقعی

Here is one an inch thick.

اینجا یکی وجود دارد که یک اینچ ضخامت دارد.

منبع: American Original Language Arts Volume 2

They will stick together through thick and thin.

آنها در سختی و آسانی کنار هم خواهند ماند.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

The British accents are just way too thick.

لهجه های بریتانیایی خیلی خیلی غلیظ هستند.

منبع: MBTI Personality Types Guide

Each a hundred thousandth of an inch thick.

هر کدام یک صدم اینچ ضخامت دارند.

منبع: Humanity: The Story of All of Us

You need to develop a thick skin.

شما باید یک پوست ضخیم ایجاد کنید.

منبع: Desperate Housewives Video Version Season 8

Friend, foe, stretched thick together, clay to clay.

دوست، دشمن، به صورت ضخیم در کنار هم کشیده شده اند، خاک به خاک.

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

The smoldering wreck fumed thick black smoke.

غرق در دود سیاه غلیظ.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

A human hair is thousands of times thicker, for example.

موهای انسان هزاران برابر ضخیم تر هستند، به عنوان مثال.

منبع: VOA Special May 2016 Collection

Belugas have a layer of blubber up to fifteen centimeters thick.

بِلوگاها یک لایه چربی تا پانزده سانتی متر ضخامت دارند.

منبع: Wild Arctic

But the Russian cats have thick fur to shield them from the cold.

اما گربه های روسی دارای خز ضخیم برای محافظت از آنها در برابر سرما هستند.

منبع: BBC documentary "Planet Earth" Season One Highlights

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید