tick mark
علامت تیک
tick box
کادر تیک
tick off
تیک زدن
tick symbol
نماد تیک
in a tick
در یک تیک
tick the box on the coupon.
برای استفاده از کوپن، روی کادر تیک بزنید.
the clock on the wall was tick-tocking.
ساعت روی دیوار تیک تاک می کرد.
the steady tick of the clock;
تیک یکنواخت ساعت;
The clock goes 'tick -tock, tick-tock'.
ساعت 'تیک تاک، تک تک' صدا میدهد.
just tick the appropriate box below.
فقط تیک در کادر مناسب در زیر.
he was ticked off by Angela.
او توسط آنجلا عصبانی شد.
The silence was broken only by the tick of the clock.
سکوت تنها با صدای تق تق ساعت شکسته شد.
a clock ticking the hours; a taxi meter ticking the fare.
ساعتی که زمان را نشان میدهد؛ کنتور تاکسی که کرایه را نشان میدهد.
her book was ticking along nicely.
کتاب او به خوبی در حال پیشرفت بود.
she could almost hear the tick of its works.
او میتوانست تقریباً صدای تق تق قطعات آن را بشنود.
This is Tick-Tock McGlaughlin live at Clocker's Corner.
این تیک تاک مکگلاولین است که به طور زنده در کلکرز کورنر پخش میشود.
ticked off each name as the roll was called.
هر اسم را وقتی اسمنویسی انجام شد، تیک زد.
Constant delays ticked me off.
تاخیرهای مداوم من را عصبانی کردند.
All the correct answers had ticks beside them.
تمام پاسخهای درست کنارشان تیک داشتند.
He put a tick by her name on the list.
او کنار اسمش در لیست تیک زد.
He ticked the items one by one.
او اقلام را یکی یکی تیک زد.
The cancelation of the football match really ticked him off.
لغو مسابقه فوتبال او را واقعاً عصبانی کرد.
When he’s midway through,he ticked over.
وقتی او در میانه کار است، او از آن عبور کرد.
So you've got a massive tick there.
شما یک کنه بزرگ دارید.
منبع: TED Talks (Video Edition) October 2022 CollectionThe clock is ticking. - Same rule.
ساعت در حال تیک تاک است. - همان قانون.
منبع: The Newsroom Season 2Why is that? - Potatoes tick, corn tick.
چرا؟ - سیب زمینی ها تیک میزنند، ذرت تیک میزند.
منبع: Gourmet BaseBut what were all those ticks and jiffys?
اما همه آن کنه ها و جیفی ها چه بودند؟
منبع: BBC Authentic EnglishSo Andrew Garfield does sing in " tick, tick...BOOM! "
بنابراین اندرو گارفیلد در " تیک، تیک... بوم!" آواز می خواند.
منبع: Connection MagazineThey know that. So, therefore, the clock is ticking.
آنها میدانند. بنابراین، ساعت در حال تیک تاک است.
منبع: PBS English NewsIt also includes some ticks, fleas and lice and also a few mites.
این شامل کنه ها، fleas و شپش ها و همچنین چند کنه نیز می شود.
منبع: BBC Listening Collection May 2016Sorry, I'll be with you in just a tick.
متاسفم، من فقط یک لحظه دیگر با شما خواهم بود.
منبع: Mr. Bean's Holiday Original SoundtrackSirius held up his fingers and began ticking off names.
سیروس انگشتان خود را بالا آورد و شروع به شمارش نام ها کرد.
منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of FireBut now he's more accessible. The clock is really ticking.
اما اکنون او بیشتر قابل دسترس است. ساعت واقعاً در حال تیک تاک است.
منبع: NPR News May 2019 Compilationلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید