cross

[ایالات متحده]/krɒs/
[بریتانیا]/krɔs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختاری که شامل یک تیر عمودی با یک تیر عرضی است که برای اعدام یا شکنجه استفاده می‌شود
vi. تقاطع یا حرکت از یک طرف به طرف دیگر
vt. چیزی را به تقاطع یا عبور از طریق ایجاد کردن
adj. متقاطع، متضاد

عبارات و ترکیب‌ها

cross-country skiing

اسکی صحرایی

cross oneself

به خود علامت بزن

on the cross

بر روی صلیب

red cross

صلیب سرخ

cross over

عبور کردن

cross linking

اتصال عرضی

radar cross section

سطح مقطع راداری

cross flow

جریان عرضی

cross correlation

همبستگی متقابل

red cross society

جامعه صلیب سرخ

cross sectional

عرضی مقطع

cross infection

عفونت متقاطع

cross country

بین‌المللی

cross beam

باربند

cross road

چهارراه

cross from

از عرض

cross stitch

گلدوزی ضربدری

cross talk

تداخل

cross section area

مساحت سطح مقطع

cross out

خط کشیدن

scattering cross section

سطح مقطع پراکندگی

جملات نمونه

the crossing of the Pennines.

عبور از پلیت‌ها

cross an acquaintance on the street

به طور تصادفی با یک آشنا در خیابان برخورد کردن

Cross the road with care.

با احتیاط از خیابان عبور کنید.

They crossed the road.

آنها از خیابان عبور کردند.

We are at cross purposes.

ما در تضاد هستیم.

Cross by the subway please.

لطفاً از طریق مترو عبور کنید.

نمونه‌های واقعی

No, that thought doesn't cross my mind.

نه، به ذهنم هم خطور نمی‌کند.

منبع: Spoken English for interviews comes naturally.

When you're done, just press the cross.

وقتی تمام شد، فقط دکمه ضربدر را فشار دهید.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

You want to know why, Morty? Because he crossed me.

می‌خوای بدونی چرا، مورتی؟ چون بهم خیانت کرد.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

What's beyond that line, will I cross that line?

چه چیزی آن طرف خط است، آیا من آن خط را رد خواهم کرد؟

منبع: Listening to Songs to Learn English (Selected Audio)

It looks like a comma crossed with a period.

به نظر می‌رسد یک کاما با یک نقطه ترکیب شده است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Attempts to cross the language barrier haven't always gone smoothly.

تلاش برای عبور از موانع زبانی همیشه به خوبی پیش نرفته است.

منبع: Newsweek

Unfortunately, Einstein-rosen bridges can't actually be crossed.

متاسفانه، پل‌های آین‌اشتاین-رزن در واقع قابل عبور نیستند.

منبع: Kurzgesagt science animation

Look both ways before you cross the street.

قبل از اینکه خیابان را رد کنید، به هر دو طرف نگاه کنید.

منبع: Talking to young children in English about illnesses

Raise your hand when you cross the street.

وقتی از خیابان رد می‌شوید، دست خود را بالا ببرید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

This is embargoed until it crosses the tape.

این تا زمانی که از خط عبور کند، تحریم است.

منبع: newsroom

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید