check

[ایالات متحده]/tʃek/
[بریتانیا]/tʃek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دقت را بررسی یا ارزیابی کردن; مانع شدن; از طریق پست ارسال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

check in

ورود

check out

خروج

background check

بررسی پیشینه

checklist

لیست بررسی

double check

بررسی مجدد

checkmate

مات

check mark

علامت تایید

health check

بررسی سلامت

security check

بررسی امنیتی

جملات نمونه

they check in the passengers.

آنها مسافران را ثبت نام می‌کنند.

a check that bounced.

چکی که برگشت خورد.

a check in favor of a charity.

چک به نفع یک خیریه.

there was no check to the expansion of the market.

هیچ مانعی برای گسترش بازار وجود نداشت.

a vulgar check suit.

یک کت و شلوار چک زننده.

check the enemy's advance

پیشروی دشمن را بررسی کنید.

a routine check of passports.

بررسی روتین گذرنامه‌ها.

to represent a check for payment

برای پرداخت، چک را نشان دهید.

This check is payable on demand.

این چک قابل پرداخت عندالطلب است.

enclose a check with the order.

چک را با سفارش بفرستید.

a blue check T-shirt.

تی‌شرت آبی با طرح چک.

The checks are small in this pattern.

چک‌ها در این طرح کوچک هستند.

They checked their steps.

آنها مراحل خود را بررسی کردند.

make a check payable to self

چک را به نام خود قابل پرداخت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید