tighter

[ایالات متحده]/ˈtaɪtə/
[بریتانیا]/ˈtaɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای از تنگ؛ فشرده؛ به‌طور نزدیک ترتیب داده شده؛ به‌طور نزدیک جا دادن؛ محکم؛ ایمن؛ به‌طور محکم بسته شده

عبارات و ترکیب‌ها

tighter grip

گرفتن محکم‌تر

tighter schedule

برنامه‌ریزی فشرده‌تر

tighter security

امنیت بیشتر

tighter budget

بودجه محدودتر

tighter control

کنترل بیشتر

tighter deadlines

مهلت‌های تحویل محدودتر

tighter regulations

مقررات سخت‌گیرانه‌تر

tighter competition

رقابت شدیدتر

tighter coordination

هماهنگی بیشتر

tighter bonds

پیوندهای محکم‌تر

جملات نمونه

the belt feels tighter after i ate.

کمربند بعد از اینکه خوردم، تنگ‌تر احساس می‌شد.

we need to hold the rope tighter.

ما باید طناب را محکم‌تر نگه داریم.

she pulled the lid tighter to keep the food fresh.

او درب را محکم‌تر کشید تا غذا تازه بماند.

he wrapped the bandage tighter around the wound.

او باند را محکم‌تر دور زخم بست.

the competition is getting tighter this year.

رقابت امسال در حال تنگ‌تر شدن است.

make sure the screws are tightened tighter.

مطمئن شوید که پیچ‌ها محکم‌تر سفت شده‌اند.

her grip on the steering wheel became tighter.

گرفتن او روی فرمان محکم‌تر شد.

the deadline is approaching, so we need to work tighter.

مهلت مقرر رو به رویکرد است، بنابراین ما باید محکم‌تر کار کنیم.

he wore his shoes tighter for better support.

او کفشش را محکم‌تر پوشید تا از حمایت بهتر برخوردار شود.

our budget is getting tighter each month.

بودجه ما هر ماه در حال تنگ‌تر شدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید