compressed

[ایالات متحده]/kəm'prest/
[بریتانیا]/kəm'prɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاهش یافته در اندازه یا حجم؛ به شکل صاف شده.

عبارات و ترکیب‌ها

compressed file

فایل فشرده

data compression

فشرده‌سازی داده

compressed air

هوا فشرده

compressed natural gas

گاز طبیعی فشرده

compressed gas

گاز فشرده

compressed video

ویدیو فشرده

compressed format

فرمت فشرده

جملات نمونه

He compressed cotton into bales.

او پنبه را به صورت فشری در بسته ها فشرده کرد.

her face compressed into a frown.

چهره‌اش درهم کشیده و به حال اخم درآمد.

Silane is a colorless, pyrophoric compressed gas.

سیلان یک گاز فشرده، بی‌رنگ و خودسوز است.

He compressed his report into three pages.

او گزارش خود را در سه صفحه خلاصه کرد.

a compressed account of my life

خلاصه ای از زندگی من

the skirt can be folded and compressed into a relatively small bag.

دامن را می‌توان تا کرد و به یک کیسه نسبتاً کوچک فشرده کرد.

most sea snakes have a compressed tail.

اکثر مارمولک‌های دریایی دارای یک دم فشرده هستند.

Viola compressed her lips together grimly.

ویولا با حالتی عبوس لب‌های خود را به هم فشرد.

By default TAK will store up to 1 MByte of non-audio data into the compressed file.

به طور پیش فرض، TAK تا 1 مگابایت داده غیر صوتی را در فایل فشرده شده ذخیره می‌کند.

Results The most compressed site located at the hook of the hamate bone .

نتایج: فشرده‌ترین ناحیه در قلاب استخوان هامات قرار دارد.

After bowel preparation, the hypogastrium was compressed to move the intestinal canal away from the puncture site.

پس از آماده‌سازی روده، هیپوگاستر برای دور کردن کانال روده از محل سوراخگی فشرده شد.

The compressed symbol allowed the transcriber to complete the letter in a single stroke.

نماد فشرده به کاتب اجازه داد نامه را با یک حرکت کامل کند.

In her anger she compressed her lips so tightly that they went white.

در خشم خود، او لب‌های خود را آنقدر محکم فشرد که سفید شدند.

The poet compressed many thoughts and emotions into a few well-chosen words.

شاعر بسیاری از افکار و احساسات را در چند کلمه انتخاب شده خلاصه کرد.

With a supply of compressed air, the large balloon inflated in a matter of seconds.

با استفاده از هوای فشرده، بادکنک بزرگ در عرض چند ثانیه متورم شد.

Grasp the general knowledge of maintaining the anti-chemical suit and the working priciple of forcible equiblast and air-compressed equipment.

دانش کلی در مورد نگهداری لباس ضد شیمیایی و اصل کار تجهیزات انفجار قوی و تجهیزات هوای فشرده را درک کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید