torched

[ایالات متحده]/tɔːtʃt/
[بریتانیا]/tɔrʧt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشعل زده

عبارات و ترکیب‌ها

torched building

ساختمان در حال سوختن

torched car

ماشین در حال سوختن

torched forest

جنگل در حال سوختن

torched remains

آثار سوخته

torched house

خانه در حال سوختن

torched vehicle

وسیله نقلیه در حال سوختن

torched evidence

شواهد سوخته

torched property

ملکیت در حال سوختن

torched landscape

منظره در حال سوختن

torched debris

ضایعات سوخته

جملات نمونه

the old building was torched by arsonists.

ساختمان قدیمی توسط آتش‌افروزان به آتش کشیده شد.

they torched the pile of leaves in the backyard.

آنها انبوه برگ‌ها را در حیاط پشتی به آتش کشیدند.

after the protest, the cars were torched on the street.

بعد از اعتراض، اتومبیل‌ها در خیابان به آتش کشیده شدند.

the documentary showed how the forest was torched.

فیلم مستند نشان داد که جنگل چگونه به آتش کشیده شد.

he torched his old clothes before moving.

او قبل از نقل مکان، لباس‌های قدیمی خود را به آتش کشید.

they torched the effigy during the festival.

آنها مجسمه را در طول جشنواره به آتش کشیدند.

during the war, many villages were torched.

در طول جنگ، بسیاری از روستاها به آتش کشیده شدند.

the artist torched the canvas for dramatic effect.

هنرمند بوم را برای جلوه دراماتیک به آتش کشید.

he accidentally torched his dinner while distracted.

او به طور تصادفی شام خود را در حین حواس‌پرتی به آتش کشید.

the police investigated the torched vehicles found in the lot.

پلیس وسایل نقلیه به آتش کشیده شده را که در پارکینگ پیدا شده بود، بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید