trail

[ایالات متحده]/treɪl/
[بریتانیا]/treɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. کشیدن (چیزی) به دنبال
vt. ردیابی، پیگیری
vi. در یک رقابت عقب بودن
n. رد پاها؛ مسیر بو

عبارات و ترکیب‌ها

hiking trail

مسیر پیاده‌روی

nature trail

مسیر طبیعت

trail marker

علامت مسیر

mountain trail

مسیر کوهستانی

on the trail

در مسیر

audit trail

ردیابی بازرسی

follow the trail

مسیر را دنبال کن

in trail

در مسیر

paper trail

ردپای اسناد

blaze a trail

به وجود آوردن یک مسیر جدید

off the trail

خارج از مسیر

appalachian trail

مسیر آپالاشیا

on trail

در مسیر

جملات نمونه

the trail went cold.

ردپای ماجرا سرد شد.

a trail of blood on the grass.

ردپای خون روی چمن

a trail of human misery and degradation.

ردی از بدبختی و تنزل انسانی

the avalanche left a trail of destruction.

سیل، ردی از ویرانی بر جا گذاشت.

The carriage left a trail of dust.

درشکه رد غباری از خود به جا گذاشت.

a car with a trailer in tow.

یک خودرو با یک تریلر در حال یدک‌کشیدن.

left a trail of broken promises.

ردی از وعده‌های شکسته به جا گذاشت.

watching for trail markers.

به دنبال نشانه‌های مسیر می‌گشتیم.

The hound found the trail of the rabbit.

سگ ردپای خرگوش را پیدا کرد.

the lorry's trailer came loose.

تریلر کامیون شل شد.

trailing tentacles of vapour.

خوشه‌های بخار دنبال‌کننده

we drove down in a trail of tourist cars.

در میان انبوهی از ماشین‌های توریستی به سمت پایین رانندگی کردیم.

trails through woodsy countryside.

مسیرهای عبوری از مناطق روستایی با پوشش گیاهی.

The dog trailed him constantly.

سگ دائماً او را تعقیب می‌کرد.

The distant cry trailed off.

فریاد دوردست محو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید