trusted brand
برند معتبر
she trusted him absolutely.
او به طور کامل به او اعتماد داشت.
He is a trusted servant of the company.
او یک خادم مورد اعتماد شرکت است.
she trusted him without reserve .
او بدون هیچ تردیدی به او اعتماد داشت.
documents lodged with a trusted associate.
مدارک ثبت شده با یک همکار مورد اعتماد.
I should never have trusted her.
من هرگز نباید به او اعتماد میکردم.
she trusted in the powers of justice.
او به قدرت عدالت اعتماد داشت.
We have always trusted him.
ما همیشه به او اعتماد داشته ایم.
He trusted to his strong constitution of recovery.
او به توانایی خود در بهبودی اعتماد داشت.
I trusted him with my bike.
من او را مسئول دوچرخه ام کردم.
The duke was the king’s most trusted adviser.
دودک مورد اعتمادترین مشاور پادشاه بود.
could be trusted to expedite the matter.
میتوان به او اعتماد کرد تا موضوع را تسریع کند.
can't be trusted with a secret—he always blabs;
نمیتوان به او اعتماد کرد - او همیشه صحبت میکند.
a jury could not be trusted to pass upon the question of Endacott's good faith.
هیچ جریهای نمیتوانست به این مورد اعتماد کند که درباره حسن نیت انداکوت قضاوت کند.
She was jolted by the betrayal of her trusted friend.
او با خیانت دوست مورد اعتمادش شوکه شد.
He's too shrewd to be trusted in business matters.
او خیلی زیرک است که در مسائل تجاری به او اعتماد کرد.
The smallest tactical unit in the Roman army trusted with independent maneuver was the 120-man maniple.
کوچکترین واحد تاکتیکی در ارتش روم که با مانور مستقل مورد اعتماد قرار میگرفت، دسته 120 نفره بود.
Buttonwood would like to suggest two tried-and-trusted canaries for this particular coalmine.
باتونوود میخواهد دو قناری امتحان شده و مورد اعتماد را برای این معدن خاص پیشنهاد کند.
We trusted to his coolness,and he didn’t fail us.
ما به خونسردی او اعتماد کردیم و او ما را ناامید نکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید